ده پله برای رهایی از عادات ناپسند

1-آگاهی :درداعتیاد به خاطر عدم آگاهی فرد از عواقب ناشی از مصرف

2-پذیرش: تا وقتی فرد نپذیرد که معتاد است اقدامی برای توقف اعتیاد نخواهد کرد

3-امید :با روحیه امیدواری فرآیندایمان آوری در فرد آغازمیشود


 

4-توکل:با اتکاء به پروردگاروسپردن امور به دست او از جنگ با خود دست برمی داریم

5-بخشش:بابخشیدن خود و دیگران خطی بر روی گذشته و رنجشهایمان می کشیم

6- تغییر:با تغییرات درونی وجایگزین کردن رفتار سالم به جای رفتار منفی ومخرب گامی در تثبیت بهبودیمان برداریم

7- دلجویی: با دلجویی از دیگران روابط از دست رفته مان را ترمیم میکنیم و امکانات زندگی آرام در کنار آنها را مهیا می نماییم تا روند بهبودیمان ارتقا یابد.

8-نظم متعالی: لازمه استمرار بهبودی نظم می باشد با نضم به آرامش درونی دست می یابید

9-زندگی معنوی :اوضاع و شرایط زندگی با معنویت  و روحانیت بهتر خواهد شد

10-خدمت برای بقاء:خدمت وظیفه نیست بلکه یک عبادت است.

بیماری اعتیاد بیماری لاعلاج وپیشرونده است که اگر متوقف نگردداسیر و دربند خود را به قعر چاه فنا و نیستی می کشاند بیماری اعتیاد بیماری مرموزی است که راهکار شناخته شده و اسلوب و متد علمی دقیقی برای قطع آن وجود ندارد به نظر من بیماری اعتیاد از ابتدای مصرف برای خیلی ها یک پروژه تفریحی کوتاه مدت و کنترل شونده است اما به مرور زمان شرایط درونی و بیرونی آن را تبدیل به یک پروسه نابودی و توقف ناپذیر می نماید نبود حس تعادل و توازن در فرد باعث شدت گرفتن یا استمرار اعتیاد می گردد ، راهکارهای زیلدی در این خصوص داده شده اما قسمت عمده بیماری اعتیاد فقدان روحانیت و معنویت در زندگیست و یا بنوعی عدم آگاهی می باشد بیماری اعتیاد خفتگی روح و جهالت است که میتوان با روشن بینی و آگاهی دادن به معتاد از عواقب شوم و بازتاب اعتیادش در خانواده و اجتماع وبرروی خودش آنرا متوجه وآگاه ساخت وتمایل درونی اش را برای قطع مصرف ارتقاءبخشید در ذیل به ترتیب ده رویه برای شناخت و حرکت در راستای قطع مصرف مواد مخدر و الکل و استمرار بهبودی بیان می کنیم .فرآیندبهبودی با توقف مصرف و تمایل درونی شخص برای رهایی از دام اعتیاد شروع میگردد.

مرحله اول رهایی از دام و پیله بیهودگی اعتیاد (آگاهی)است فرد معتاد بعلت اثرات تخدیری مواد مخدر وهمچنین رفتارخودمحورانه وهمچنین به واسطه اجبار در مصرف وبه مرور زمان به عدم صحت عقل می رسد ، اندیشه هایش تحت تاثیر مصرف و بیماری اش می باشد قباحت مصرف مواد و الکل در او از بین رفته و در یک خواب روحانی قرار میگیرد و وقایع تلخ و ناگوار زندگی در او ایجاد احساس نمیکند نابسامانی ها را نمی بیند و حتی قادر به دیدن حقایق دردناک زندگی اش نیست و بعلت خودخواهی هایش دنیا را از زاویه دید خودمی بیند و اینها همه در عدم آگاهی صورت میگیرد.

 

مرحله اول رهایی ، روشن بینی  وشناخت بیماری اعتیاد است فرد معتاد از اثرات تخریبی مصرف مواد و الکل کاملا آگاه نیست و به پل هایی که پشت سرش خراب می کندو امتیازات زندگی که به واسطه مصرفش از خود سلب می نماید واقف نیست نگاه صادقانه و واقعبینانه به اعتیاد یعنی درک  واقعیت های زندگی اعتیادی بامصرف مواد مخدر چه چیزهایی را از دست می دهد وچه چیزهایی رابه می آوردامتیازات شغل ،تحصیل ،همسر،پدر ،مادر،فرزند،تفریحات سالم را از دست میدهد و فقط برای چندلحظه ای با مصرف مواد و الکل به سرخوشی موقتی دست خواهد یافت.               عوارض جسمی مواد مخدر و الکل بر روی سیستم دفاعی بدن حالت افسردگی خماری تضعیف قوای جسمی وجنسی ضریب و احتمال ورود هرنوع ویروس به بدن از جمله هپاتیت ،ایدز از بین رفتن دندانها ،رنگ پریدگی چهره ،پیری زودرس،بهم خوردن عادات تغذیه وخواب بیماری های گوارشی، تضعیف بدن در مقابل بیماری عفونی خطر ابتلابه سرطان های ریه ،کاهش قدرت تفکر و تمرکز ، اختلال در سیستم اعصاب مرکزی عوارض بیرونی از دست دادن دوست از دست دادن اعتبار ، اعتماد، ورشکسته گی ، روحی روانی ،فقر بی هویتی ،پذیرفته نشدن از طرف اجتماع ،منع برای خدمات دولتی از دست دادن امتیازات تحصیل و مطالعه از همگسیختگی خانواده ایجاد محیط نا آرام در خانه و خانواده و احساس تنهایی سر خوردگی و پوچی همه همه ماحصل مصرف مواد و الکل است.فردمعتادباید به این درک برسد که کنترل مصرف ازدستش خارج میشود جنبه اجبار به مصرف او را هر روز بیشتر از روز گذشته حریصتر می نماید و بعلت سازگاری مواد و الکل به مرور زمان نیاز بدن به آن بیشتر شده و برای سرخوشی بیشتر حتی نوع مواد از ضعیف به قوی تبدیل می نماید مرحله بعد از آگاهی

مرحله دوم پذیرش:معتاد در طول دوران اعتیادخود در حال انکار واقعیت بیماری اعتیادش و مصرف موادش می باشد و از انکار بعنوان سد دفاعی برای خود استفاده می نماید معتاد آخرین نفری است که می فهمد که بیماری اعتیاد برایش مشکل ساز گردیده لذا آگاهی و شناخت اعتیاد و پذیرش آن گام موثری در متوقف کردن آتش اعتیاد می باشد اینکه تمام شرایط منفی که مواد مخدر در زندگی  فرد ایجاد نمود را پذیرفت و به آن اقرار نمود به این نتیجه می رسد که در مقابل بیماری اعتیادش عاجز می باشد و اداره و کنترل زندگی برایش غیر ممکن شده در این مرحله درهای پذیرش به رویش باز خواهد شد اقرار زبانی است وپذیرش درونی و دلی ، با پذیرش بیماری اعتیاد در اصل دست کمک خواهی اش را به سوی دیگران دراز می نماید و دنبال راهکاری برای رهایی میباشد محکمترین اصل رهایی همین پذیرش درونی می باشد .                                                 مرحله بعد از پذیرش بیماری و بازتاب رفتار و طرز معتادوار خود ، مرحله امید است که مهمترین مرحله در درمان اعتیاد میباشد . فرد معتاد در ایام و دوران اعتیادش به مرور زمان از دنیای بیرون از خودش قطع امید نموده و در یاس و انزوا و تنهایی به سر می برد و این برگرفته از باوزهای پوسیده و مندرس خودش و کسانی که در رابطه با اعتیاد در ذهنش نهادینه نمودند میباشد این باور ها می تواند به صورت های مختلف مثل اینکه کسی که با مواد مخدر و الکل آشنایی پیداکرد ولبش به آن خورد رهایی از آن غیر ممکن است و تا پای گور همراه اوست  یا اگر بر فرض اگر چیزی مصرف نکنیم چه اتفاقی خواهد افتاد یا اینکه من از مواد برای تسکین دردهای جسمی و روحی روانی ام استفاده میکنم . فرد معتاد به خاطر اینکه همواره خود را قربانی تبعیض طبقاتی اجتماعی میداند و احساس می کند حقوقش مکفی امورش نیست و نسبت به او اجحاف شده و استاندارهایش را فراتر از اجتماع میداند و از زاویه خودخواهی به دنیا نظر انداخته نسبت به مردم ، خانواده ، اجتماع نا اعتماد گردیده و خود را در گوشه عزلت و تنهایی زندانی نموده و امیدش را برای رهایی از دست داده رابطه اش با نیروی برتر و پروردگار به مرور زمان کمرنگ وبیرنگ شده و فقط به نیروهای خود محور انه اش اتکاء داردو خود را در چرخه و سیکل ناقص زندگی محکوم به فنا میداند  اما اگر به این نکته مهم پی ببرد که با قطع مصرف تمام آن نابسامانیها به مرور از بین خواهد رفت دوباره توانایی های جسمی اش به او باز خواهد گشت اگر قطع مصرف کند میتواند از امتیازات اجتماعی و زندگی برخوردار گردد و فرآیند ایمان آوری اش به نیروی برتر را روشن نماید ،این امید را میتوان داشت که با مصرف نکردن امتیازات زندگی ، خانه ، خانواد] همه به مرور زمان به استقبالش خواهند آمد و تنها کافی است که روشن بینی و تمایل را در خود زنده کند و از کسانی که قطع مصرف نموده اند و زندگی شان روبه بهبودی رفته تجربه کسب نمایند  و با ایمان و باور و امید پله های رشد و زندگی جدید راطی نموده و دریچه ذهنش را به روی افکار تازه باز خواهد گذاشت و از زاویه بهتری به زندگی نظر خواهد انداخت و با قطع مصرف زندگی خوبی خواهد داشت مرحله بعد از امید توکل میباشد. در چهارمین مرحله توکل ، فرد معتاد بعلت رفتار خودخواهانه و خودمحورانه و عدم اعتماد به خداوند و نبروی برتر هر امتیازی را که در زندگی کسب نموده براساس باور غلط خود به پای زرنگی و قدرت اراده خود گذاشته و هر اتفاق ناخوشایند و شکست هایش در زندگی را از سرکم لطفی خداوند تلقی نموده و با این کار اعتماد  و توکل به نیروی برتر از درونش رخت بسته ،مرحله بسیار مهمی که می تواند فرد معتاد را ازجنگ وکشمکش و دستکاری زندگی رها می کند توکل به خداوند است یعنی اینکه سکان هدایت زندگی اش را به خداوند بسپارد ، سپردن اراده و زندگی به خداوند یعنی دست از جنگ برداشتن یعنی پذیرفتن شرایط زندگی همانگونه که هست یعنی نتیجه کارهایش را به خدا بسپارد چون اگر خودش به دنبال تغییر نتایج زندگی اش باشد و یا به دنبال نتیجه دلخواهش باشداگر آن اتفاق برخلاف میل باطنی اش بیفتد از کوره به در می رود و احساس منفی و ناخوشایند سراغش می آیدبا سپردن اراده و زندگی به دستان پروردگارازاین جنگ درونی دست برداشته و آرام و قرار میگیرد توکل و سپردن به خدا یعنی صبر و متانت که لازمه طی طریق فرآیند بهبودیست با توکل به آرامش نسبی دست خواهید پیدا کرد و و پذیرش درونی را به همراه خواهد داشت اما این آخر راه نیست فرد معتاد همواره یک پایش در زندگی گذشته است و یک پایش در آینده پس نیاز است مرحله وپله ای دیگر را طی نماید تا از این بحران دردهای ناشی از زندگی گذشته اش رهایی یابد .

مرحله پنجم بخشش خود و دیگران است .یکی از عوامل عود بیماری اعتیاد نپذیرفتن زندگی گذشته است افراد عادی از زندگی گذشته شان درس و عبرت گرفته و راهرا برتکرار اشتباهات خود در امروز می بندند ، اگر از کسی کینه و رنجش دارند آن را با خود حمل نمی کنند چون می دانند فکر و ذهنشان را مشغول می کند و نیروهای محرکشان را تبدیل به مخرب می نمایدو می دانند که کینه ورنجش باعث می شود که برای تسکین آن به راهکارهای دیگر متوسل می شوند افراد معتاد راهی جزراه آشنای مصرف مواد را در این مواقع برای خود تجویز نمی کنند .گذشته فرد معتاد مملو از سرشکستگی ، شکست در اهداف ، تردشدن از طرف خانواده ، فامیل و اجتماع بوده گذشته ای که آلام زیادی را به خاطر رفتار اعتیادی شان بر آنها تحمیل نموده ، امروز بهترین راهکار برای تداوم بهبودی و ماندگاری در قطع مصرف بخشش خود و دیگران است بخشش دیگران و خود کمک شایانی در بهبودی دارد پذیرش اینکه اگر در گذشته رفتاری از ما سر زده که دیگران را رنجیده خاطر کردیم و یا بواسطه رفتارمان از جانب دیگران رنجیده شدیم بواسطه بیماری اعتیادمان بوده پس  خطی روی شخصیت گذشته مان می کشیم و می پذیریم که آن شخصیت مستحق بعضی از این رفتارها بوده و به علت عدم صحت عقل و همچنین قضاوت یک جانبه خودمان بعضی از رنجشهای کوچک ادامه دار شده و در دراز مدت تبدیل به کینه و نفرت گردیده ، سعی میکنیم رفتار سالم گذشت و بخشش را تمرین و تکرار کنیم تا تبدیل به یک منش روتین شده در زندگی مان گردد با بخشش دیگران خود بخشیده می شویم و در امروزبه جای تسلی خواهی تسلی بخش خواهیم بود و به جای درک شدن درک می کنیم وسعی می کنیم رفتار مان را کنترل نموده تا باعث ایجاد رنجش  مجدد نشویم زیرا عصبانیت به همراه دارد و خشم سراغمان می آید و با واکنشهایمان دیگران را از خود می رانیم آنگاه تنهای تنها میشویم .یکی دیگر از عوامل مهم در عود بیماری  عصبانیت ،خشم و تنهایی می باشد برای اینکه دیگر رنجیده نشویم و نرنجانیم باید سلسله مراحلی را در فرآینده بهبودمان لحاظ کنیم که دوباره بیماری به ما حمله ششم تغییر لازمه تداوم بهبودی مان می باشد .روال روتین شده زندگی گذشته که مملو از نواقص شخصیتی و اخلاقی است حائلی بین ما و نیروی برتر و همچنین استمرار بهبودی است رفتار های گذشته ما موجب نابسامانیها و تمام بحرانهایی شده بود که باعث گردید از روال اعتیادی خود خسته و دلزده شویم و به سوی فرآیندبهبودی روی آوردیم رفتارهای مخرب در درون فرد معتاد بواسطه وابستگی اش به موادروز به روز شدت گرفته و نیاز است برای رفع نواقص اخلاقی و تبدیل نکات منفی به مثبت سعه صدر و حوصله را در این فرآیند لحاظ هکرده با توجه به اینکه تمام نقص ها و رفتارهای مخرب یک شبه در درون خود بوجود بیاورده است که انتظار داشته باشد که همگی به یکباره از درون او رخت ببند و خلاص شود بلکه به مرور و این روند توقف ناپذیر استدر این مرحله با تواضع و فروتنی ودرخواست از خداوند تمام نقاط تاریک خود را شناسایی نموده و برای رفع شان از مشورت دیگران و جایگزین کردن رفتارهای سالم استفاده نموده فقط زیاد به خودتان سخت نگیرید ،پروسه بهبودی آرزوی خیلی از مردمان است اما این توفیق نصیب شما گردیده امروز قرار نیست که شما خودتان را به خاطر رفتار گذشته تان مواخذه نمایید سعی تان براین باشد تا بتوانید راه را برتکرار اشتباهات گذشته ببندید مرحله ششم مرحله ای است که شما می توانید نقاط تاریک وروشن و مثبت ومنفی وجودتان را کنار هم مقایسه کنید نقاط مثبتی هم در شما وجود دارد که با اتکاء و انرژی که از بودن آنها می گیرید تلاش تان را برای رهایی از نقص هایتان مضاعف می نمایید شاید شما تبدیل به انسانی کامل و قدیس نشوید اما با لیست کردن نقاط مثبت و منفی تان وسعت دیدتان را افزایش می دهید و به آرامش نسبی دست می یابید و همین که در مسیر بهبودی هستید خود آرزوی بزرگ و شیرینی است به یاد بیاورید که زمانی درخواست رهایی از مصرف مواد و الکل می نمودید ولی امروز سعی تان رهایی از شر نقص هایتان می باشد از مرحله اول تا ششم سعی و تلاش بر این بود که خود را بپذیرید ، امید داشته باشید ، توکل کنید و نقاط تاریک و روشن خود را ارزیابی کنید اینها همه مراحلی بود که در درون  شخصیت در حال تغییر وتحول شما انجام شد و با دقت نظر و توجه که انسان موجودیست که در تنهایی محکوم به فنا می باشد و زندگی اجتماعی روال لاینفک برای همگان است مرحله هفتم دلجویی  را می طلبد.

دلجویی : فرد معتاد در دوران اعتیادی خود مسبب نابسامانیها بوده و در این مدت با رفتارخودخواهانه خود دیگران را از خود آزرده خاطر کرده یا برای ابتیاع مواد مصرفی اش خسارات مالی و عاطفی وارد نموده برای اینکه بتوانیم در اجتماعی که بخاطر اعتیادمان به آن لطمه وآسیب زده ایم زندگی کنیم ابتدا باید جبران مافات گذشته نمائیم و از آنها دلجویی و عذر خواهی منیم و روابطمان را ترمیم کنیم تا بتوانیم زندگی مسالمت آمیزی را در کنار دیگران تجربه کنیم ، زندگی کنیم و اجازه زندگی به دیگران را بدهیم برای این کار از خسارات عاطفی کوچکتر شروع نموده وتمرین می نمائیم و این را به یاد داشته باشیم که جبران مافات گذشته فراتر از عذرخواهی است  باید هدفمان سوای عذر خواهی اقدام عملی برای رفه آن خسارت باشد برای اینکه بتوانیم سهم بهتری در دلجویی از دیگران داشته باشیم دسته بندی و لیست کردن آنها  در تسریع فرآیند جبران خیلی کمک می کند و اولویت بنی آنها همراه با مشورت از کسانی که از این مرحله گذر نموده اند بهترین راهکار می باشد در حین این کار توجه داشته باشیم آسیب هایی را جبران نمائیم که خسارت جدیدی را به بار نیاورد.

فرد معتاد اولین خسارتها را به ترتیب به خود ، خانواده ، دوستان ، مدرسه ،امکان مذهبی و دولتی و اجتماع و.. وارد نموده پس بهتر است از خانه و خانواده شروع کنیم و کانون خانواده را تبدیل به فضایی امن ومحبت نمائیم و برای اینکار تنها به عذر خواهی کردن بسنده نکنیم بلکه سعی مان جبران مافات باشد تا از تاثیرات روانی این کار سود روحانی عایدمان گردد . وقتی در این مرحله توانستیم با دنیای بیرون خودمان آشتی کنیم و ارتباط برقرار کنیم تازه می توانیم در این اجتماع بعنوانفردی مسئولیت پذیرو کار آمد باشیمالبته مراحل دیگری پیش رویمان است تا روند بهبودیمان را استمرار بخشد حوصله وصبر اصل مسلم پیمودن این مراحل است مرحله هشتم نظم متعالی می باشد، فرد معتاد در طول دوران اعتیادش قابلیت برنامه ریزی را در زندگی از دست داده بود و زندگی اش آشفته گردیده بود و همانند کشتی طوفان زده با امواج دریا از این سو به آن سو میشد و هیچ گونه برنامه از پیش تعیین شده ای برای خود نداشت و اگر هم در ذهن خود برنامه ای را طرح ریزی می نمود ، بعلت از دست دادن کنترل و اراده زندگی فرصت رسیدگی به آنها را نمی یافته و یا آنقدر برنامه هایش سطحی و زودگذر بوده که فقط از ذهنش خطور می نموده و تلاش و تمایلی برای اجرای در خود نشان نمی داد . تاثیرات موادو الکل بر جسم و روان یارای حرکت برای برنامه هایش  را از او سلب نموده بود به هر حال برای استمرار در بهبودی فرد باید روی زندگی گذشته و شخصیت معتاد بی انضباط کشیده و سعی نمایدکه با ارزیابی زندگی اش در ابتدا و پایان هر روز راه را بر تکرار اشتباهات امروز در فردا ببند و برای لحظات شاد و خوبی که داشته دعا کند و آنها را هم ارزیابی نموده و در استمرار و تکرار آنها در اتی تلاش و ممارست داشته باشداز فواید نظم و انضباط ، آرامش درونی است چیزی که لازمه استنرار بهبودی است ساعات خواب و مطالعه ،استراحت ،تفریح ،کار غذا خوردن ،تماشای تلوزیون ،دیدار دوستان همه وهمه در قالب نظم و انضباط برای بهبودی خوب ومفید هستند بعد از این مرحله قدری با خود فکر کنیم روال زندگی گذشته بر اساس خودمحوری ها و خودخواهی ،غرور ،منیت استوار گشته بوداما این دیدگاه دیری نپایید که از بین رفت با رسیدن به پایانخط اعتیاد تمام آن عناوین و ماسک هایی که بر چهره بود رنگ خود را از دست دادو پوچ وتهی شده بود و چیزی برای اتکاه کردن به آن وجود نداشت زندگی مملو از درد و ناراحتی ناشی از عملکرد اعتیادی شده بود و در این زندگی سرتاسر آشفته گی جایی برای آرامش درونی باقی نمانده بود نیرویی نبود تا با آن درون پرتلاطم را آرام کرد باورهای مذهبی و دینی رنگ خودرا ازدست بود و اگر بود فقط در لفظ بود و در این زندگی خودمحورانه خدا و رفتار خدا محورانه جلیی نداشت بی هویتی و پوچی یکی از بحرانهایی بود که فرد را به سمت بهبودی هدایت کرد بعد از فرآیند بهبودی و گذشتن از مراحل بخشش ،تغیر ، دلجویی و نظم متعالی نیاز است که زندگی ای را شروع کرد که سرشار از نیروهای ایمانی باشد و روحانیت در آن موج زند تا بتوان با آن در مسیر بهبودی باقی ماند ، روحانیت برگرفته با تواضع و فروتنی که در مرحله تغییر بدست آوردید در سایه تشابه پروردگار حرکت کردن قابل حصول است وقتی بجای نقصهای اخلاقی و شخصیتی نقاط مقابل شان را شناسایی نمودید با استفاده از آنها می توانید به خود زندگی معنوی هدیه دهید درک وشناخت اراده خداونددر زندگی مسیر آرامبخش معنوی است در این مرحله  همانند پری در دستان خدا اراده اش را در زندگی جاری نموده و به اراده اش گردن می نهیم و خود را از مسیر و جریان زندگی کنار کشیده و این اجازه را به نیروی برتر می دهیم تا او کارگردان زندگی مان گردد و هر آنچه او برای ما تدبیر و تقدیر کند از آن چیزی که ما می اندیشیم و انجام می دهیم بهتر است در این مرحله ارتباط با خداوند ودعا کاربرد اساسی دارد ، دعا نجوای عبد به معبود است دعا درخواست آرامش کردن از نیروی برتر است دعا ابراز بندگیست دعا ره گشای تمام مشکلات ماست دعا گفتگو با خداست و آغاز راه زندگی معنوی با دعا در می زنیم و سعادت حضور می یابیم دعا برای روند رو به رشد زندگی ، دعابرای رهایی از اعتیاد و رسیدن به نقطه آرامش ، دعا برای استمرار روند بهبودی امری لازم و ضروری است ما از راه دعا و مراقبه جویای بهتر نمودن رابطه آگاهانه خود با خداوند بدانگونه که او را درک می کردیم شدیم و دعا کردیم فقط برای آگاهی از اراده او برای خودمان و قدرتی که آن را به انجام برسانیم .بعداز این مرحله خداشناسی که درطی این فرآیند از مرحله اول با خودشناسی آغازشده بود تا این مرحله رسید حالابه آخرین مرحله  خدمت برای بقاء می رسیم در این مرحله که به یک بیداری روحانی از طی طریق و سیر سلوک در نه مرحله قبلی دست یافتیم سعی می نمائیم این اصولی را که فرا گرفته ایم در تمام امور زندگی خود به اجرا گذاریم . برای تضمین و استمرار بهبودی ، خدمت کردن به خود و دیگران نقش کلیدی دارد و یکی از اصول روحانی فرآیند بهبودی است ، امروز اگر به خدمت خوب نگاه کنیم در اذهانمان خدمت را نه وظیفه بلکه یک عبادت واصل معنوی باور کرده ایم. زمانهایی که احساس خستگی ، تنهایی و ناامیدی سراغتان آمد خود را مشغول خدمت کنید خدمت به دیگران همانند پارادوکس در زندگی مان عمل می کند و باعث می شود که از افکار بیهوده اعتیادی دور باشیم با خدمت از خودمشغولی و ذهن پرازدحام رها می شویم خدمت کمک می کند که احساس تواضع و فروتنی سراغمان بیاید احساس کنیم شرافتمند شده باشیم خدمت کردن به نوعی تجدید پیمان برای بقای بهبودی و بقای خودمان است چیزی را که امروز به عنوان یک طریق روحانی در زندگی داریم در پس خدمت  دیگران به ما انتقال یافته پس برماست که این تعهد را نسبت به دیگران منتقل کنیم دست کمک خواهی دیگران را گرفته و همین رویه که به ماکمک نموده تا بهبودی مان را استمرار بخشیده را یادآور باشیم روح آزادی و رهایی ما از قیدو بندها در خدمت نهفته است چیزی را که به رایگان دریافته ایم به رایگان در اختیار دیگران قراردهیم راه هاو طرق مختلفی برای رهایی از اعتیاد شده  امیدواریم راه پیشنهادی ما بتواند سهمی که در قبال دیگران داریم را به انجام برساند .     

تقذیم به ناکام معتادانی که فرصت بهبودی نیافتند و در عدم آگاهی ،عدم پذیرش ، ناامیدی ، نااعتمادی ، در رنجشها ، و دردتغییرنکردن ،و دوری از زندگی معنوی جان خود را برای تسکین موقتی از دست دادند .                                            دوستدار همیشگی شما م.دشتی