تواضع و فروتنی

  

                                                       

 

شخص متواضع افراطی نیست.

شخص افراطی

شخص متواضع

شخص تفریطی

خود بزرگ بین

خود کم بین

خشمگین و عصبانی

بی تفاوت(بی خیال)

کم تحمل

پوست کلفت

ول خرج

خسیس

افراطی در کار

تنبل

جدی در شروع کار

بی تفاوت در ادامه دادن

مقدس شمردن

بی احترامی

پر خوری

پرهیز از خوردن

 

 

زود رنج

بی رگ

نظامی

بی برنامه

دیکتاتور

غیر جدی

سریش- مگه ول میکنه؟

پی گیر نیست- زود ول می کنه

شهوانی- هوس باز

لذت ستیز

متعصب

بی غیرت

خشکه مقدس

غیر اخلاقی

اسیر دنیای معانی

بی اعتقاد

خودم همه کارها را انجام می دهم

از من حرکت از خدا برکت

خدا همه کارها را انجام می دهد

       

 

 

فروتنی یعنی احترام به خود و احترام دیگران را داشتن.

فروتنی یعنی عدالت و انصاف را در نظر گرفتن.

فروتنی یعنی اعتبار و ارزش شایسته افراد را به آنها دادن.

فروتنی یعنی پاسخگویی به نیروی برتر.

 


فروتنی یعنی تمامی نقاط مثبت و منفی خود را پذیرفتن. زمانی که اشتباه می کنیم، خودآزاری نکنیم. به اشتباه خود اقرار و آن را جبران نماییم.

فروتنی یعنی در خود فرو رفتن. دوربین را از روی دیگران برداشتن و به درون خود انداختن و نواقص اخلاقی و بیماری اعتیاد خود را شناختن و اشتباه خود را پذیرفتن و دست از جنگ با خود و دیگران برداشتن.

فروتنی برخلاف غرور است. خود را بالاتر از آنچه شایسته است، نپنداریم.

خود را بزرگتـر و یا کوچکتر از آنچه هستیم، تصور نکنیم. اگر این گونه باشد نمی­توانیم به درد دیگران گـوش کنیم، به پیشنهاد آنهـا گوش کنیم و یا به آنها پیشنهاد بدهیم. نمی توانیم با شادی دیگران شاد باشیم و یا با آنها گریه کنیم. زیرا خود را متفاوت می دانیم.

گاهی اوقات حق با ما است، اما کسی حاضر نیست بپذیرد. این زمانی است که باید بگذاریم نیروی برتر از ما دفاع کند، اما اغلب اوقات در برابر چنین مسایلی که فکر می کنیم به ضررمان می باشد خود خواهانه و بیمار گونه عمل می کنیم .

در قدیم فروتنی را ضعف شخصیتی می دانستیم و حتی امروز هم مردم دنیا ما را تشویق به غرور می کنند، ولی در انجمن یکی از مهمترین ویژگی های مورد نیاز برای هر معتاد فروتنی است.

بعضی برای خود ارزشی بیش از حـد قایـل می شوند. هر چند ممکن است این از ضعف درونـی و تردیـد باطنی آنها سرچشمه بگیرد. برخی دیگر شکسته نفسی می کنند و ارزشی برای خود قایـل نیستند. این افراد گشـاده رو نیستند و در کمـک کردن به دیگران امساک می کنند و خودشان را شایسته ارزش و احترام نمی دانند.

این را بدانیم که باید بین این دو تعادل و توازن برقرار باشد و  این تعادل نشانه رشد و بلوغ شخصیت روحانی است.

معمولاً ما تمایل به پنهان شدن داریم، همیشه تلاش می کنیم با انواع و اقسام پوشش­های اخلاقی، ذهنی، مذهبی و روحانی خود واقعی­مان را پنهان کنیم، ماسک ونقاب به چهره می زنیم تا آنچه درون ماست به خارج بروز نکند و خودمان را آن­گونه که هستیم بـه سایرین نشان ندهیم و چیزی را که فکر می کنیم، خوب است را برای دیگران نمایش می دهیم.

بهترین کار این است که خودمان را همین طور که هستیم بپذیریم و همین طور که هستیم باشیم و سعی نکنیم از دیگران تقلید کنیم و به همین شکل به حضور خدا برویم.

قدرت و نجات خدا برای ما کافی است. اجازه دهیم خدا حداکثر استفاده را از وجود و شخصیت مـا کند و با ایمان و اطمینان کامل خود را به خدا بسپاریم.

 

قدمهای دوازده گانه  پوشش­های کاذب را کنار می زند، با کشف خود شناخت واقعی پیدا می کنیم.

 فروتنی احساس نیست بلکه فرایندی است برای رسیدن به تعادل.

 ما به دو صورت فروتن می شویم ویا فروتنی را به اجرا میگذاریم.

1- نخواستیم ومجبور شدیم یا با درد کشیدن

وقتی که غرور ما فعال می شود وهیچکس را قبول نداریم فکر می کنیم خوب شدیم. ما از همه بهتریم وبرتریم، نیروی  برتر را فراموش و برای خود زندگی می­کنیم. ممکن است به جایی برسیم که شکست در انتظار ما است یا هیچکس به ما اهمیت نمی دهد. شکست ها و ترس ها باعث فروتنی ما می شود که آن موقع اجازه می دهیم نیروی برتر در زندگی ما کار کند.

بعضی از ما درباره بلوغ و رشد روحانی و فروتنی و گاهی از مزایا و حال خوبی های مان و پیروزی هایمان لاف می زنیم. بگذارید از خاطر نبریم که تنها تعداد معدودی واقعا از این مزایا بهرمند بودند. در وهله نخست ما با تازیانه ظالمانه اعتیاد در تنگنا قرار گرفتیم تا این فضایل را بپذیرم و این کار از روی تمایل نبود، بلکه ناچار به پذیرش آن بودیم.

هنگامی که نسبت به صحت ظاهری اصول اساسی مان اطمینان حاصل کردیم، تصمیم گرفتیم از این اصول پیروی کنیم. برخی از ما مخصوصا خود من با وجود بی میلی از اصول پیروی و اطاعت کردم. سرانجام دریافتیم همان اصولی که ما مشتاقانه برای انجامش تلاش داشتیم، اصولی بودند که خداوند به ما آموخته بود.

یک فروتنی ظاهری هم ما داریم که ما قربان صدقه دیگران می رویم. چاکرم نوکرم می کنیم و به دیگران احترام می گذاریم و یک راه دیگری وجود دارد برای فروتنی و این قشنگ ترین راهی است که انجمن پیشنهاد می دهد.

2- اینکه تصمیم بگیریم که فروتن شویم.

 در انجمن و در کتاب راهنمای کارکرد قدم­ها فروتنی جزو اصول دوازه گانه ما است. در هر قدم فروتنی تعریف و تمرین خود را دارد که باعث رشد و شکوفایی شخصیت ما می شود. قدم یک این­طور می گوید.

اصل فروتنی که در قدم یک نقش محوری دارد، بیشتر از همه در تسلیم شدن ما شکوفا می شود. فروتنی به راحتی و بیشتر از همه در پذیرش اینکه ما چه کسی هستیم، بروز می کند؛ نه بهتر نه کمتر فقط یک انسان.

این جمله پیام جالبی برای ما دارد. مثل اینکه ما می توانیم نقشی داشته باشیم و اختیاری داشته باشیم. بله من این فرصت را دارم که انتخاب کنم که می خواهم فروتن باشم یا نه.

من که می خواهم شما چی؟ چرا باید فروتنی را انتخاب کنم؟ منافع فروتنی چیست؟

زیرا، هیچ چیز جلودار خود محوری و غرور من نیست به جز فروتنی.

با فروتنی است که من دست از قدرت مطلق بودن بر می دارم. فروتنی کلید پیروزی و موفقیت در انجمن و رابطه ها است.

چون می دانم با فروتن بودن نیروی برتر به من حکمت می دهد. رابطه های مرا شیرین می کند. زخم ها و عقده ها و عادات زشت مرا شفا می دهد.

چه چیز هایی باعث فروتنی می شود؟

اقرار به ناتوانی خود. اعتراف می کنم که بدون نیروی برتر نمی توانم زندگی­ام را اداره کنم. اقرار به اشتباهات خود نزد نیروی برتر و یکدیگر ما را فروتن می سازد. پذیرش دیگران ما را فروتن می سازد.

تسلیم نیروی برترو اصول انجمن ما را فروتن می سازد. تجربیات زندگی و مشکلات شکست­ها باعث  فروتنی می شود. البته اگر تحت خواست و اراده نیروی برتر زندگی کنیم.

بودن در میان دوستان بهبودی و زندگی کردن با اصول انجمن ما را فروتن می سازد. داشتن راهنما و پیروی از او ما را فروتن می سازد.

علامت اینکه آیا من فروتن هستم؟

هر روز وقتی برای دعای شخصی با نیروی برتر دارم.

در جلسات از نیروی برتر تشکر می کنم، اما وقتی از جلسات بیرون می آیم هیچ رابطه­ای با نیروی برتر درهیچ جای زندگی ندارم. این یعنی، خودفریبی.

طول پاکی که می رود بالا یا در کاری رشد می کنیم ما به مرحله ای می رسیم که  می گوییم من دیگر احتیاج به راهنما، جلسات و دیگران ندارم.

با قدم ها، سنت­ها تراز دیگران را می گیریم و آنها را با اصول محک می زنیم که آیا آنها سر جایشان هستند. به جای اینکه خودمان را با اصول محک بزنیم و ببینیم چقدر عملکرد داریم.

بعضی موقع ها ما مشکلی داریم و از دیگران می خواهیم برای ما دعا کنند. بعد چند وقتی که از آن مشکل رهایی پیدا می کنیم و یک اتفاق خوب در زندگی ما می­افتد اعتبار این کار را به زرنگی خودمان یا نیروی برتر می­دهیم.

بهبودی به تدریج اتفاق می افتد. در هر قدمی ما با تمرین اصول روحانی رشد می کنیم. اگر تمرین نمی کنیم و از نظر روحانی رشدی نکردیم  ما مشکل داریم.

از خود تراز بگیریم آیا در حضور دوستان و خانواده  با محبت رفتار می کنیم؟ البته در مقابل خانواده سخت است.

آیا حاضر هستیم به دیگران اعتبار بدهیم. وقتی آنها به ما خدمت کردند. بعضی وقت­ها از دوستان بهبودی و رهجویان چیزهایی یاد می گیریم، اما نامی از آنها نمی بریم. به خاطر اینکه دیگران متوجه نشوند دو کلمه اضافه می کنیم یا کلمات را جا به جا می کنیم که اعتبار را به خودمان بدهیم.

آیا وقتی دیگران در کارشان و یا در خدمتشان موفق هستند شاد و خوشحال هستیم. ما برای دیگران دعا می کنیم که در کارشان موفق شوند، اما وقتی می بینیم آنها موفق می شوند، ناراحت می شویم. حتی اگر این شخص راهنمای مان باشد، شروع می کنیم به تراز گرفتن او که سر جایش نیست.

آیا حاضریم مثل یک نوکر خدمت کنیم و اجازه دهیم مثل یک نوکر با ما رفتار شود؟

بعضی مواقع­ ما می خواهیم، خدمت کنیم. زیرا با خدمت کردن کنترل دست ما است. ما اجازه نمی دهیم که دیگران خدمت کنند و با خدمت فرمان دست ما است. ما خود مان را بزرگ نشان می دهیم. حتی دعا می کنیم؛ خدایا به من بده که به دیگران کمک کنم که من در مقابل دیگران بالاتر نشان داده شوم و همه از من تعریف کنند.

آیا در شرایط من فروتن هستم؟

من همیشه شعار می دهم که خداوند همیشه برای من بهترین را می خواهد، اما وقتی در شرایط قرار می گیرم یا اتفاقی می افتد یِا خواسته و انتظارات ما انجام نمی گیرد، شروع می کنیم به اعتراض کردن و شرایط را نپذیرفتن و قبول نکردن و جنگ می کنیم و می گوییم خدایا چرا من؟

 پدرام مقدم