گفت دانایی که گرگی خیره‌سر

هست پنهان درنهاد هر بشر

لاجرم جاری است پیکاری سترگ

روز و شب مابین این انسان وگرگ

فریدون مشیری

 

کسوف آگاهی

مطمئناً یکی از بزرگ‌ترین خصایصی که انسان را از هر موجود جاندار دیگری متمایز می‌کند، ویژگی خودآگاهی است. انسان تنها موجود متفکری است که می‌تواند به اعمال و احساسات خود را بنگرد و خود را ارزیابی کند. او می‌تواند در یک آن هم مشاهده کننده باشد هم مشاهده شونده؛ هم عامل باشد هم معلول.

از رهگذر این ویژگی اتفاق بدیعی رخ می‌دهد: مسئولیت انسان در برابر تصمیمات و شرایط زندگی‌اش. دو من درانسان وجود دارد: من کنترل کننده یا مشاهده کننده من کنترل شونده یا مشاهده شونده. بسیاری از مشکلات از اینجا آغاز می‌شود که انسان، آن‌گونه در موضع غفلت قرار می‌گیرد که من ناظر و مراقب، ضعیف و گاهی کاملا ناپدید می‌شود و انسان در کسوف ناآگاهی قرار می‌گیرد.

سرخپوست‌ها افسانه‌ای بدین مضمون دارند که در درون هر کس دو گرگ زندگی می‌کند: گرگ بدجنس و مغرور و گرگ خوب و مهربان. این دو گرگ باهم در حال جنگ و ستیزند. پسر کوچکی که این داستان را از پدربزرگش شنیده بود از وی پرسیدکه کدام گرگ در این جنگ برنده می‌شود. پدربزرگ جواب می‌دهد هر کدام که تو به آن غذا بدهی. شما به کدام گرگ وجودتان بیشتر غذا می‌دهید؟

خودآگاهی و تمرکز فکری یعنی تغذیه گرگ خویشتن‌دار و کنترل کننده. با این توضیحات به نظر می‌رسد که اولویت بزرگ زندگی فردی توجه به من مراقب است. باید از سرعت زندگی کم کرد. زندگی دو بعد کمی و کیفی دارد. شتاب و سرعت به معنای بعد کمی زندگی است. اما آهسته رفتن، ایستادن و تامل کردن در ابعاد مختلف زندگی به معنای بعد کیفی آن است.به عبارت دیگر اندیشیدن در معنای این بیت ازحضرت مولانا که می‌فرماید:« از کجا آمده‌ام؟ آمدنم بهر چه بود؟و...» به بعد کیفی زندگی اشاره دارد که همان خود ارزیابی و محاسبه نفس می‌باشد.

تاجری در روستایی مقدار زیادی محصول کشاورزی خرید و می‌خواست کالایش را با ماشین به انبار ببرد. در راه از پسری پرسید:« تا جاده چقدر راه است؟» پسر جواب داد: «اگر آرام بروید حدود ده دقیقه کافی است اما اگر با سرعت بروید نیم ساعت ویا شاید بیشتر.» تاجر از این تضاد در جواب پسر ناراحت شد و به او بدوبیراه گفت و به سرعت خودرواش را به جلو راند، اما پنجاه متر بیشتر نرفته بود که چرخ ماشینش به سنگی برخورد کرد و با تکان خوردن ماشین همه محصول‌ به زمین ریخت.

تاجر وقت زیادی برای جمع کردن محصول ریخته شده صرف کرد و هنگامی که خسته و کوفته به سمت خودرواش برمی‌گشت یاد حرف‌های پسر افتاد و وقتی منظور او را فهمید بقیه‌ی راه را آرام و با احتیاط طی کرد.

به کجا چنین شتابان؟....

کتاب آگاهیکه توسط آقای مجتبی دشتی نگاشته شده به عنوان یک سرعت‌گیر، برای کاستن از شتاب ناآگاهانه و نابخردانه زندگی و تامل در شرایط و مسیری که در پیش گرفته‌ایم فرصتی مناسب است.

مطالعه جدی این کتاب به همراه پیگیری در انجام تمریناتی که بر اساس موضوعات متنوع کتاب آمده است به شما کمک می‌کند که امور زندگی‌تان را به بهترین نحو اصلاح کنید. در این اثر تلاش شده است که فرد به یک خودآگاهی موثر دست یابد. این کتاب می‌تواند در راه ایجاد تغییرات مثبت فردی و آغاز تحولات ملموس در زندگی و روابط میان فردی نقطه عطفی باشد.

مسعود لعلی

نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های «شما عظیم‌تر از آنی هستید که می‌اندیشید»

مهر1390 مشهد