هفته ششم:

ترس

برای هفت  روز دیگر هفت  تجربه را در هر طلوع  با هم مرور می کنیم . موضوع  مورد بحث این هفته مان ترس می باشد.

ترس یک احساس و هیجان است که آن  را در ذهنمان  پردازش و می پرورانیم  و بروز این احساس در پاره ای مواقع در زندگی تاثیر نامطلوب و منفی می گذارد و گاهی هم مایه مسرت و شادی ما می گردد زیرا عامل بازدارنده در مقابل خطر و رخدادهای ناخوشایند می شود.

ترس از اجزاء تشکیل دهنده بیماری افسردگی و وسواس به حساب می آید.

 


ترس اکثرأ عامل درونی دارد، افرادی که دچار ترس می شوند معمولأ درجا می زنند و توانایی اقدام و عمل  ندارند ، ترس  در اثر ترشح  هورمون  آدرنالین در فرد  بعلت  بروز احساس  اضطراب  و نگرانی  پدید می آید ، ترس را یکی از موانع  اعتماد به نفس  خوانده اند ، در انجام پروژه های جدید ترس سراغمان می آید زیرا می ترسیم که با شکست روبرو شویم آز ازدواج می ترسیم چون فکر می کنیم که ایده ال مان را بدست نیاوریم ، ترسهای زیادی را در خود می توانیم پیدا کنیم  مثل : ترس از تاریکی و شبه ، ترس  از آبروریزی ، ترس  از بیماری و مرگ ، ترس از مرده ، ترس از جانوران درنده ، ترس از قضاوت  دیگران ، ترس از ناشناخته ها ، ترس از برق  گرفتگی ، تصادف ، زلزله ،آتش سوزی و.....  که برای غلبه  به آنها لازم است  علل آن را ریشه یابی کنیم و آگاهی مان را بالا ببریم. با  نمونه های که  در بالا گفته  شد ترسهایمان را به  دو دسته می توانیم  تقسیم  کنیم . ترسهای معقول و ترسهای  نامعقول و  واهی . ترسهای معقول عامل بازدارنده ای هستند برای مواجه شدن با خطر مثل ترس از برق گرفتگی ، ترس از ارتفاع ، ترس از آبروریزی ترس از حیوانات درنده که با ترسیدن  دست  به سیم برق  نمی زنیم ، بدون رعایت  ایمنی  روی ارتفاع  نمی ایستیم ، برای  اینکه آبرویمان نرود رفتاری ناهنجار و خلاف عرف انجام نمی دهیم و دستمان را داخل قفس درندگان نمی کنیم . وترسهای نامعقول و واهی مثل ترس از تاریکی ، ترس از آینده و عدم موفقیت ، ترس از غول و دیو و....امروز سعی می کنیم  توجه مان را برغلبه بر ترس معطوف  کنیم و از خداوند  هم  برای رهایی از آن مدد می گیریم  و می دانیم که اگر ایمانمان را توسعه  دهیم  ترس از درون ما رخت می بندد.

روز اول :

چندوقتی بود که فارغ التحصیل شده بودم و برای استخدام به سازمانها و ادارات مختلف مراجعه کرده و چند تایی هم فرم استخدام  پر کرده بودم ، اوضاع  اقتصادی  خوبی  نداشتم ، شرایط  سختی را می گذراندم  بیشتر مواقع  اجاره  آپارتمانم  هم عقب  می افتاد و از روبرو شدن با  صاحب  خانه ام  می ترسیدم چون آدم بسیار رک و بی رودربایستی بود وتحمل نیش زبانهایش را نداشتم . بعد از چندوقت پیگیری  و تلاش  و تحمل  سختی ، اوضاع بد اقتصادی در یک  دفتر روزنامه کاری پاره وقت  پیدا کردم ، حقوقش مکفی  زندگی ام نبود اما حداقل  کفاف اجاره  بهای  آپارتمانم  و مختصری هم  برای امکانات اولیه زندگی و خورد و خوراکم را می داد اما برای تفریح ومخارج جانبی خودم چیزی نمی ماند بعد از گذشت چند ماه  روزی نامه ای از یک شرکت تجاری  معتبر که سال گذشته فرم استخدام ارسال کرده بودم به دستم رسید در نامه نوشته شده بود ،که جهت استخدام یک دوره یک هفته ای را باید بگذرانیم و از بین متقاضیان تعدادی را که در این دوره قبول می شدند استخدام می کردند. مرددبودم ترس و نگرانی سراغم آمده بود ، نمی دانستم که آیا دست به این ریسک بزنم یانه؟ اگر در این دوره  قبول  می شدم  حقوقی چهار برابر شغل فعلی ام دریافت می کردم تمام  شب  نخوابیدم  به رویاهایم فکر می کردم گاهی  لبخند برلبانم  نقش  می بست و گاهی هم  ترس سراغم  می آمد ، نکند پذیرفته نشوم  و شغل فعلی ام را هم از دست بدهم  ترس از دست دادن شغل ، ترس  از نق زدن های صاحب خانه بابت اجاره ، ترس بی پولی و گرسنگی ، ... در دوراهی قرار داشتم در واقع ترس تمام وجودم  را احاطه  کرده  بود. فردا به محل کار رفتم  در آنجا به یکی از همکارانم که احساس قرابت و اعتماد به او داشتم  ماجرا را تعریف  کردم  دوستم  توضیح  داد که من از تغییر شرایط  می ترسم و ترسهای من باعث می شود که من تمایل به رشد و حرکت  در راستای موفقیت  را در خود بکشم و این ترس برای آینده  زندگی  من مهلک  می باشد  و شاید تا آخر عمر قدرت و یارای حرکت  نداشته باشم و هیچگاه به آرزوهایم نرسم باید  پا روی این ترس می گذاشتم و با خود می گفتم که می توانم و این اتفاق می افتد...

*ترس  از ناشناخته ها  و موقعیت جدید یکی  از مهمترین دلایلی  است که  افراد را از ایجاد هر نوع تغییر مثبت در زندگی شان باز می دارد.

(( ای محبوب !

زمانهایی که حاضر نیستم موقعیت های امروز را به خاطر رشد و ارتقاءخود از دست بدهم تو مرا یاری کن تا پا روی این ترس از تغییر کردن بگذارم و از درجا زدن رها گردم.

فراموش کرده ام که تو اراده و زندگی ام را کارگردانی می کنی و آه که من چه بیهوده می ترسم!

امروز با حضور تو و توکل به تو از موقعیت های جدید استقبال می کنم باشد که با تو نام متبرک گردم . ))

شعار امروز: ترس های ما بیشتر حاصل از دست دادن و یا در شرف از دست دادن موقعیتی مناسب یا عدم آگاهی از موقعیتی جدید بوجود می آید.

روز دوم :

بعضی از ترس ها مفید هستند و فرد را در برابر خطر هشیار نگه می دارند ، اما  ترسهای  که مانع رشد و پیشرفت می شوند مخرب ونابجا می باشند، برای غلبه بر ترسها باید آنها را ریشه یابی کرد و معضلات زندگی را شناسایی کنیم ، ترسها عمدتأ از مشکل تربیتی  بوجود می آید  و از سنین کودکی در فرد  شکل می گیرد و با آموزش  ذهن می توان آن را بعنوان  واقعیت زندگی  به جای  مانعی در برابر زندگی پذیرفت .

ترس چرخ در حال حرکت زندگی را متوقف  می کند ، برای غلبه  بر ترس  مثبت  اندیشی  راهکار مناسبی است زیرا  انسان مثبت  اندیش با اعتماد به  توانایی هایش بر ترس غلبه می کندو با خوشبینی راههای مقابله با ترس را پیدا کرده و دست به اقدام می زند.

(تنها راه  غلبه  بر ترس  رویارویی با آن است اغلب ما به طرف حوادثی  می رویم  که از روبه رو شدن با آن هراس داریم بنابراین اگر از تنهایی بترسید ، تنهایی را برای خود به ارمغان می آورید اگر از بدهکار بودن بترسید به احتمال زیاد  با تمام  زیر و بم آن آشنا خواهید  شد، اگر از دست پاچگی و پریشان حالی واهمه داشته باشید همان را تجربه خواهید کرد این روش زندگی برای تشویق ما انسانها به رشد کردن است)آندرومتیوز

(( ای مأمن و مأوای من !

وقتی که ترس مانع حرکت چرخ زندگی ام می گردد ، تنها ایمان و اعتماد به توست که مرا از اسارت ترس رها می کند.

توانایی عطاء کن که پای در ترسها گذارم و در آنها فرو روم و رویارو گردم و با مثبت اندیشی  که از منبع فیض تو کسب نموده ام بر ترس فائق آیم.

و در سکون و تواضع و با نیایش به درگاهت، از این ایستایش و فرسایش به آرامش نائل گردم ))

شعار امروز: چاره ترس روبرو شدن با چیز ترس آور و تماشای آن است. روتر فورد

روز سوم:

هر چند لحظه یکبار کاغذهایی که متن سخنرانی روی آن نوشته شده بود را از روی میز برمی داشت و نگاهی سطحی به آن می انداخت و دوباره آن را روی میز پرت می کرد بلند شد و چند قدم در اتاق زد و دوباره  روی صندلی اش نشست ، استرس و ترس داشت  و به جمعیتی که  چند ساعت دیگر به عنوان مخاطب روی  صندلی های سالن همایش  می نشستند فکر می کرد  نمی دانست چطورو با چه جرأتی  پشت  تریبون  قرار گیرد از رویارویی با مردم  و قرائت  متن  سخنرانی واهمه  داشت ، می ترسید  تپق  بزند تا حالا در چنین شرایطی قرار نگرفته بود ، از نگاهها  و قضاوت ها هراس  داشت ،ضربان قلبش تندتر شده بود چند ساعت دیگر به شروع  جلسه باقی  مانده  بود از همین حالاصدایش لرزان  بود به خودش  قوت  قلب  می داد  می گفت که : تو مدیر یک شرکت خودرو سازی هستی و حدود دوهزار پرسنل شرکت  برای احقاق حقشان از تو توقع  دارند و مسئولین دولتی هم آنجا حضور دارند  اگر خوب  سخنرانی  کنی  و درخواست ها  و مشکلات  کارکنان  را با نطق خوب  بیان  کنی مشکلات مالی  کارخانه  برطرف می شود  اما  وقتی  به  جمعیت و نگاههایشان  فکر می کرد عرق سردی روی پیشانی اش ظاهر می شد.

ناگهان یاد دوستش که مجری  یکی از برنامه های  تلوزیونی بود افتاد ، شماره اش را گرفت و حالت ترس و استیصالش را در رابطه با سخنرانی که پیش رو داشت را بیان کرد

دوستش گفت: آرام باش و نگرانی را از خود  دور کن  بهترین کار راکردی که  به من زنگ  زدی ، ترس تو به  خاطر این است که  تا حالا چنین  تجربه ای  نداشته ای و یا رویارو نشده ای  اما من  به کررات این تجربه را   داشته ام  و شما می توانید  تجربیات  مرا مو به مو اجرا  کنی  اولا که  برای اجرای هر کاری قدری با خدای خود خلوت کن و از او درخواست کمک  و راهنمایی کن بعد از این حرکت  معنوی  مفید که به  تو قوت  قلب و اعتماد به  نفس می دهد  چند بار متن را بخوان  تا کاملا  برآن مسلط  باشی  و نیاز نباشد  تمام  متن را با  چشم  دنبال  کنی  و با  یک  نگاه  جمله  در ذهنت تداعی شود ،  با مخاطبین  ارتباط  چشمی  برقرار کن  تا  توانایی  کلامی تان  اعتماد  آنها  را جلب کند  ، چند  چهره صمیمی که به  سخنانت با تکان دادن سر پاسخ  می دهند را در جمع مشخص کن و روی هر کدامشان چند لحظه ای ارتباط  چشمی داشته  باش ، سعی کن پشت  تریبون  محکم واستوار بایستی و از حرکات اضافی اجتناب کن که موجب برهم  خوردن تمرکز مخاطبان  می شود  با داشتن لبخند چهره ای  دوست  داشتنی را به آنها هدیه  کن ، حالت  چهره و لباس  کمک می کند تا مخاطبان  جذب  شوند ، و درآخر صدایت را دلنشین ترکن و قبل ازقرارگرفتن پشت تریبون سخنرانی را جلوی آینه امتحان کن .

با تمرین و ممارست ، نکاتی را که ازدوستم آموخته بودم وارد جلسه شدم ....

در انتهای  سخنرانی برای  حضار و میهمانان آرزوی موفقیت  کردم  و از اینکه به  من خوب  گوش کردند سپاسگذاری نمودم و در آخر برای آنها از خدا تقاضای توفیق روز افزون داشتم  بعد با گذاشتن دست بر روی قلبم  و با حرکات سر از توجه شان تشکر نمودم ودر آن لحظه حاضرین بلند شدند و تا نشستنم  بر روی صندلی سالن با دست  زدنشان مرا مورد محبت و لطفشان قرار دادند امروز نه  تنها از سخنرانی ترسی ندارم بلکه لحظه شماری می کنم تا دوباره آن تجربه شیرین را تکرار کنم.   

((ای مهربان  !

ای که ذکرت در گرداب و امواج پر تلاطم دریای ترس و دلهره بسان فانوس هدایت است.

در این دریای طوفانی کشتی ام را تو ناخدا باش ای ملجای من!

کلبه تاریک جهل و نادانی ام را با نورت روشنایی بخش  که بس هراسناک وخوف انگیز است .

دستم بگیر و راه نشانم  ده تا از ترس تاریکی جهل رها گردم . ))

شعار امروز: مردان شجاع  فرصت می آفرینند، ترسوها وضعفا منتظر فرصت می نشینند.گوته

روز چهارم :

در ترس باید راهکارهای  مقابله  با آن را بررسی  کرد نه اینکه  متوقف  شد و درنگرانی  ماند  باید بااعتماد به نفستان  نقاط مقابل ترسهایتان را تقویت و بکار بندید.بطور مثال ، به جای نگرانی و دلهره از قبولی دانشگاه سعی کنید با درس خواندن رتبه قابل قبولی بدست آورید، اگر در محیط کارتان ترس از کاهش  مشتری  دارید و یا  محصولتان از فروش  خوبی  برخوردار نیست  خدمات  بیشتری ارائه دهید ، مشتری  مداری کنید و عوامل  سلب اعتماد  را از بین  ببرید ، برای غلبه  بر ترس  از زلزله ،آتش سوزی و حوادث غیرمترقبه  دعا بخوانید و سعی کنید دیگران را به آرامش دعوت کنید، اگر از قضاوت  دیگران  می ترسید سعی  نمایید رفتار و اعمالتان را درست  انجام دهید ، اگر از پیش روی قاضی ایستادن  می ترسید پشت سر قانون  حرکت  کنید و ترس از نپذیرفته  شدن  توسط  جمع  را با گسترش ارتباطتان از بین ببرید

(( ای قادر متعال !

هرگاه که ترس در درونم رخنه می کند ، اندیشیدن به تو آرامم می نماید. من در پرتو فیض بیکرانت یارای غلبه بر ترس و مشکلات را خواهم یافت .

قدرت  و توانایی ام با جوشش  نیروی عشقت در درونم  شکوفا  می گردد و استوار و صبور درصدد رفع  مشکلات و انجام اراده ات در زندگی برمی آیم .

نور عشقت را بر من بتابان تا قلبم از ایمان به تو لبریز گردد و جایی برای ترس باقی نماند.))

 روز پنجم :

یکی از عوامل مهم در بروز ترس عدم آگاهی کامل در مورد آن موضوع می باشد .

ما از راه رفتن بر روی طناب ترس داریم ، ترس از افتادن و ترس از ارتفاع ، اما به یک بند باز در سیرک نگاه کنید با چه آرامش و تعادلی روی بند راه می رود و یا درون قفس شیر می رود ، ما حتی از نزدیک شدن به قفس شیر هم ترس و واهمه داریم.

 ترس های ما نشئت گرفته از عدم آگاهی مان می باشدبند باز با اطلاع از چگونگی برقراری تعادلش بر روی طناب و نحوه قدم  برداشتنش آگاهی کامل دارد و با تمرین و ممارست به آن دست  پیدا کرده است و در مورد زندگی شیر اطلاعاتی دارد و به عکس العمل های آن کاملأ واقف است ، آن هم مثل ما  یک  انسان است  تنها  فرق ما  با او آگاهی و اطلاع  و تمرین او از کاری که انجام  می دهد می باشد.

برای رهایی و غلبه بر ترس باید به آگاهی در آن موضوع رسید.

 (( ای شنونده و آگاه!

اگر فریاد می کشم  تو را نه اینکه در غم و اندوه و درد مراقبم باشی و به بوستان آسایش و لذت گیتی منزلم دهی ، بلکه می خوانمت تا قدرتی عطاء فرمایی تا مشکلات را از پیش روی بردارم و بر ترس و درد پیروز گردم ، تا اگر لایق شدم در منزلت میهمان گردم.

باران رحمت و مغفرتت را بر من نازل کن تا سیاهی و تباهی را فرو ریزد و مطهر و متبرک تو را نجوا کنم. ))

شعار امروز : وقتی می ترسی درجا می زنی ترس انسان را از حرکت باز می دارد

روز ششم :

در زندگی ام رنج و سختیهای بیشماری  را تحمل کرده ام این در حالیست که تعداداندکی از آنها واقعأ در زندگی ام اتفاق افتاده است.مارک تواین

از این  جمله  چنین  برداشت  می شود که  سختیها در ذهن او بوده و برداشت  او از موفقیت و تحمل سختیها برای رسیدن به آن.

هرکس از دید خود راههای رسیدن به موفقیت را تعریف نموده  و بنا به تعریف خود در مسیر رسیدن به هدفش گام  می گذارد. آیا این تعریف یک  تعریف جامه  و کلی است ؟ یا برگرفته  از شرایط روح روانی و جسمانی فرد.

افراد مختلف برای رسیدن به اهدافشان راههای متفاوتی را پیشنهاد می نمایند و اگر این تعاریف راهی سخت را پیش روی  فرد قرار دهد ترس  بیشتری در ذهنش به وجود  می آید ، شدت و ضعف ترسها بستگی  به راههای  رسیدن به  اهداف  دارد  و قابل  تغییر است و بنا  بقولی  دنیا سخت می گیرد با مردمان  سخت گیر ، تعریف هایی را که دیگران  برایتان نسبت به رسیدن به موفقیت ساخته اند  شاید سخت گیرانه باشد و همین موجب ترس بیشتر شما گردیده ، اگر شما خودتان تعاریف ساده تری برای رسیدن به اهدافتان داشته باشیدترس کمتری برای اجرای اهداف در زندگی خواهید داشت.

از تجربه شکست گذشته به تلخی یاد نکنید که ترس از تکرار اشتباه و شکست متوقفتان می کند ، از شکست هایتان درس بگیرید و روشهای جدیدتری را امتحان کنید و روشهای گذشته را تغییر دهید.

نهراسید با توکل به خدا پا روی این احساس ترس تان گذارید  تا موفقیت را به خود پیشکش نمایید.

((ای که ذکرت آرامش است  ویادت امنیت خاطر!

امروز به خاطر رهایی از ترس ها سپاسگذارم و به خاطر روند روبه رشد زندگی پس از فائق آمدن بر ترسها متشکرم.

امروز ایمان  دارم  که  فارغ  از ترسها  در کنار تو غنی تر ، شاداب تر و با آرامش  خاطر زندگی خواهم کرد ))

شعار امروز :عمیق ترین  ترس ما از آن نیست که ناتوان هستیم ، بلکه از آن است که فکر می کنیم بیش از حد توانمندیم.

روز هفتم :

بعضی ها فکر می کنند که موفقیت این است که هر اتفاقی که در زندگی می افتد خود را با آن تطبیق نمایند  اما به نظر من این ایده  افراد ترسو است که از تغییر کردن می ترسند و در اصل این اتفاقات است  که  کنترل زندگی شان را بدست  می گیرد ، افراد شجاع  و کسانی که پا روی ترسهایشان می گذارند در مواقع لزوم و قبل از اتفاقات  تغییراتی در زندگی شان ایجاد می کنند که  کنترل زندگی را در دست داشته باشند و با این کار آرامش و شادی را به زندگی شان هدیه  می دهند مثلا  اگر در یک شرکت در حال ورشکسته  شدن  مشغول کارند  قبل از تعطیلی شرکت به دنبال کار می روند و شغل شان را تغییر می دهند، به جای اینکه  صبر کنند تا از کار اخراج  شوند و مدتها دنبال  بیمه  بیکاری شان از این سازمان به آن سازمان باشند، لازم نیست خودتان را با هر اتفاقی که می افتد تطبیق  دهید معمولا  تغییر راهکار مناسبی  برای رهایی از ترس های  ما  در مقابل اتفاقات  زندگی  است  و در هنگام تغییر با تواضع و فروتنی  می توانیم از پروردگارمان درخواست کمک و یاری نمائیم.

((ای معبود!

چقدر بی باکانه در سرزمین لذت و خود خواهی با اسب غرورتاختم .و چقدر با خودمحوری هایم به بن بست های زندگی مواجه شدم ، آنقدر دواندم و تاختم که از پای افتادم ، عمرم رفت ،جسمم ناتوان شد ، غافل از اینکه تو در کنارم بودی فقط کافی بود صدایت زنم .

تجربه های شکست گذشته ، امروز مجابم نموده که تنها تو می توانی کشتی طوفان زده ام را به ساحل امن هدایت کنی امروز نه تنها نمی ترسم که تو در زندگی ام جاری شوی و تغییر ایجاد کنی بلکه  بر خود می بالم که به هدفم که رسیدن به توست دست می یابم .

چه مغرور چشمانم را از دیدارت محروم کرده بودم ، مرا ببخش و دستم بگیر ای مهربان و بخشنده ترین. ))

شعار امروز:  ترس  یعنی عدم  آگاهی و فقدان  ایمان  در درون، ترس  نوعی  استیصال  در مقابل ناشناخته هاست و در کل تهی شدن از خدا و عزت نفس درونی یا قطع  کامل امید از اتصال به مبدا هستی یعنی خداوند.

چکیده :

  • ترس یک احساس و هیجان است که تاثیراتش مخرب و منفی است
  • می شود ترس را تحت کنترل درآورد و بر آن غلبه کرد ابتداباید آن را ریشه یابی کرد
  • ترس مفید ترسی است که ما رادر مقابل خطر محافظت می کند ،وقتی که از خیابان شلوغ رد می شویم یا با حیوانی درنده روبرو می شویم خوب است کمی بترسیم ، اصولا ترس طبیعی ، احتیاطی است که در امکان بروز خطر انسان از خود نشان می دهدهیچ کس جرات دست زدن در قفس شیر را ندارداین ترس نیست یک احتیاط است
  • هر چه قدر در مورد احساسات خود صحبت کنید به همان نسبت از اهمیت مسئله ترس می کاهید
  • ترس موجودیست که درون ما زندگی می کند
  • همه سایه های ترس را برای خودتان روشن سازیداحساسات ما آنچه که هستیم نمی باشند.
  • تجارب شکست های ما در گذشته ایجاد ترس می کنند از گذشته فقط باید درس آموخت
  • بجای ترس از اتفاقات ، خود را تغییر دهید به جای اینکه تطبیق دهید
  • تعریف از موفقیت را برای خود آسان کنید که ترس کمتری برای حرکت داشته باشید
  • برای غلبه بر ترس به آگاهی در آن موضوع برسید
  • خداوند در همه احوال با ماست پس ترس جایز نیست همواره شکرگذار باشید چون ترس را از ما دور می کند