هفته نهم :

صبر و شکیبایی

امروز به یکی دیگر از خصائص و فضیلت های انسانی می پردازیم و برای هفته ای که پیش رو داریم بیشتر در مورد آن توضیح داده و روی آن تمرکز می نمائیم.

صبر به معنای  شکیبایی ،  بردباری و تحمل آمده است  صبر حالتی است که  بواسطه آن فرد  در مقابل  سختی ها ، مصائب و فشارها پایداری و استقامت  می نماید و باعث می شود که  رفتارهای خودمحورانه  و عکس العملهای لحظه ای و به دور از منطق از خود بروز ندهد.

 


شتاب و سرعت بخشیدن  به بعضی از برنامه های زندگی باعث اختلال در نظم  و یا عدم دست یافتن به نتایج  دلخواه و قابل  قبول عملکردهایمان می باشد ، سرعت در بعضی موارد  خوب  است اما در اکثر مواقع  باعث می شود که چرخ  زندگی از محور اصلی خود خارج گردد و نگرانی و اضطراب به همراه داشته  باشد . زود خواهی و دردم خواهی شیوه  بعضی از اشخاص است که  متاسفانه  فکر می کنند که صبر چرخ زندگی شان را کندتر می کند و یا برای خود توجیه می آورند که کمی ریسک در زندگی لازم  است به همین جهت به  کارهایشان شتاب  بیشتری  می دهند و بقولی میوه را نرسیده می چینند اما در نهایت  انتظاراتشان  نسبت  به میوه رسیده وشیرین هیچگاه  برآورده نمی شود.برای کامیابی  و تحقق اهداف  در هنگام  اجرای  برنامه های  مهم  با  کمی صبر و سعه صدر هم از نظر روانی خود را آماده  پذیرش  شرایط  جدید و رشد می نماییم  و هم در بستر آرامی که  صبر و زمان بوجود می آورد وسعت دید و روشن بینی  بدست خواهیم آوردو هم نتیجه مناسب و مطلوب تری رقم خواهد خورد.

صبر سرمایه  با ارزشی  در زندگی  انسانهاست که  درک و شناخت  آن می تواند منجربه  موفقیت و آرامش و آسایش در فرد گردد و همچنین به واسطه  صبر رابطه خوبی را با خالق برقرار نمود و در کل صبر نوعی اظهار بندگی وتوکل و اتکاء به نیروی لایزال پروردگار است.

انسانهای  شکیبا و صبوردر برابررخدادهای بد و خوب  زندگی انعطاف خود را از دست نمی دهند و از میدان خارج نمی گردند ، غم را به شادی تبدیل می کنند ، خستگی  را خسته می کنند ، تنهایی  را به وحدت و اتفاق می رسانند و از شکست پل پیروزی می سازنند و از درخت  صبر میوه  شادابی و موفقیت می چینند ، بی شک می توان گفت که باحلم وبردباری به هرچه می خواهید دست می یابید.

صبر درهای  سعادت  و رحمت را به  رویمان  می گشاید  و انسان  را از بحرانها ها  می رهاند  و همچنین  پذیرش  مصائب را ممکن و اراده  را پولادین  می کند و با صبر می توان به کمالات دست یافت .

 روز اول :

روزی در ایام کودکی ام پیله ابریشمی را بر روی درختی پیدا کردم  دقیقا زمانی بود که  پروانه خود را برای خروج از پیله آماده می سازد ، منتظر ماندم سرانجام چون خارج شدن پروانه به درازا کشید تصمیم  گرفتم  این فرایند را شتاب  بخشم با حرارت  دهانم  آغاز به گرم  نمودن  پیله کردم تا اینکه پروانه خروج خود را آغاز نماید، پروانه خارج شد اما بالهایش هنوز بسته بود اندکی بعد مرد.

بلوغی  صبورانه با یاری خورشید لازم بود اما من انتظار کشیدن را نمی دانستم ، جنازه  آن  پروانه کوچک تا به امروز یکی از سنگین ترین بارها بر روی وجدان من  است . اما همان  جنازه باعث شد درک کنم که یک گناه کبیره حقیقی وجود دارد ، فشار آوردن بر قوانین بزرگ کیهان ، بردباری لازم است و نیز انتظار زمان موعود کشیدن و با اعتماد  راهی را دنبال  کردن که خداوند  برای زندگی ما برگزیده است . مسعودلعلی*شماعظیم تر ازآنی هستید

امروز با اعتماد و صبر به راهی  که خداوند برایمان ترسیم کرده  گردن می نهیم ، امروز خود را از مسیر خداوند  کنار می کشیم و اجازه  می دهیم  که زندگی مان را کارگردانی  کند ، سهم  ما صبر و امیدواریست .

((خدایا !

برای امروزم طلب بینش و آگاهی دارم ، تا با دلسوزی غیرموجه  و احساسی شدن انجام کارهایی را که نیاز به صبر و شکیبایی دارد را شتاب و سرعت نبخشم .

امروز با پیشه ساختن  صبر ، دیدم را  وسعت  بخشم و جایی که توانایی حل مشکلات را ندارم یا در مصیبتی  گرفتارم ، امید  به تو و صبر را عجین سازم  تا از درد و انتظار نتایج  اعمالم  رها گردم و متوازن و آرام شاهد جاری شدن قدرتت در زندگی ام باشم ))

شعار امروز:امروز با اعتماد و صبر اجازه می دهیم خداوند زندگی مان را کارگردانی کند.

روز دوم :

بازار کارخوب شده بود اما  پولی در بساط  نبود که به کسب و کار بزند ، تمام فکر و ذکرش این بود که قسمتی از مایملک  خود را بفروشد و بعنوان  سرمایه در کار تجارت  وارد کند ، هر شب  قبل از خواب دعا می کرد تا بتواند  مبلغی را که احتیاج  دارد بواسطه  فروش اموالش بدست آورد ، بالاخره بعد از مدتها  دعا  و مراقبه  دعایش  مستجاب  شد و ملک  خود را  با مبلغی  بالاتر از حد انتظارش فروخت  و در کار سرمایه گذاری  نمود  و دیر نپایید که به رشدی  چشمگیر دست  یافت ، غرق  در ثروت و پول  شده بود و تمام وقت در اختیار شغل و کسب وکارش بود ، کم کم از دوستان و خانواده و نزدیکانش برید و هرچه تلاش می کرد فقط به دارایی اش اندوخته می شد و آنها، از او دورتر می شدند تا اینکه تنهای تنها شد .

شبی بیمار شد و کسی را درکنار بالین خود نداشت تا از او پرستاری کند ، کاملا خسته  واز بی کسی و تنهایی به ستوه آمده بود با حالت گریه  ،دست به دعا برداشت که خدایا چرا عاقبتم چنین شده ؟ چرا دعایم را مستجاب کردی که چنین تنها و بی کس باشم...؟

در حالت تب شدیدی که داشت به خواب فرو رفت در خواب هاتفی  به او گفت تو از خدا طلب ثروت کردی و  خداوند  از  تو  صبر پیشه  کردن  خواست ، اگر  صبر می کردی  بهترین  راه  را  برای خوشبختیت  پیش رویت قرار می داد.

*شاید بعضی مواقع حاصل کار ما  بعلت  شتاب و عجله  به صورت  مقطعی ، خوب  نتیجه  دهد و زودبازده باشد اما در دراز مدت با مشکل مواجه خواهیم شد .

(( ای خالق من !

چه عاشقانه  باران مهرت را بر دل رنجور و غمدیده ام  گسیل نمودی و چه امتیازات شیرینی  را در مسیر زندگی پیشکشم کردی ، .... و من قدری تأمل و تعمق نکردم و بجای شکرگذاری توقعم را بالا بردم، و هرآنگاه که به صبر و شکیبایی دعوتم کردی  تا درسی را بیاموزم  با بی حوصله گی لب به شکوه و اعتراض گشودم  وخود محورانه به زندگی ام شتاب بخشیدم و از امتیازاتی که در صبر قابل حصول است گذشتم ، امروز کمکم کن تا با فکر باز و اندیشه پاک  جستجو کنم تورا ، که  شناخت تو نیاز به  عشق ، اعتماد ، توکل و صبوری دارد و هرآنکس  که برکشتی  صبرت نشیند آسوده خیال به ساحل امنت منزل گزیند.))

شعار امروز : خدا در حال تدارک بهترین هاست اما صبر و اعتماد نیاز است.

روز سوم :

به ساعتش نگاه کرد بعد  با سرعت  پله های  ساختمان  را به سمت  طبقات  بالا  دوید ، یادش آمد که کیفش را در ماشین  جا گذاشته ، برگشت و جلوی درب آسانسور ایستاد ، آسانسور به کندی از طبقات پایین می آمد، دوباره به ساعتش نگاهی  انداخت  و خود را به پله های اضطراری رساند و به حرکت خود به سمت پارکینگ  شتاب  بیشتری داد ، هرچه بیشتر عجله می کرد کارها با هم  تداخل می کرد ازدهام برنامه ها و عدم برنامه ریزی صحیح ، صبرش را لبریز کرده بود ، دو ساعت فرصت داشت و در این تایم محدود  باید به  دفتر مدیر می رفت ، به مدرسه  فرزندش  سر می زد  و همچنین برای شرکت در مناقصه به دفتر مرکزی مترو می رفت در ضمن صبحانه هم میل نکرده بود.

آیا بهتر نیست برنامه هایمان را طوری تنظیم کنیم که برای هر فعالیت زمان مناسبی داشته باشیم ؟

آیا سرعت و عجله ماحصل شلوغی  برنامه هایمان نیست ؟

آیا مسبب اصلی اضطراب و نگرانی امروزما بی صبری یا کم صبری مان نیست ؟

برای اینکه  با شتاب  و عجله در کارها روبرو نشویم  و سعه صدر داشته  باشیم  بهتر است  فعالیت هایمان  را دسته بندی  کنیم و با داشتن  لیست  برنامه ها اولویت ها را در نظر بگیریم و در صورت نیاز کارهایی را که لزومی ندارد خودمان انجام دهیم به دیگران واگذار کنیم.

(( ای خالق من !

مرا با محبت ، عشق و صبرت  در برگیر و کمکم  کن تا سرعت و شتاب ، سررشته زندگی  و امور را از دستم نرباید

امروز برای رسیدن به تو و گام نهادن در قلمرو معرفت تو صبر پیشه می سازم .

 مشتاقانه از تو درخواست تعادل و توازن  می نمایم ، آنجا که سرعت و شتاب برنامه هایم را به  هم می ریزد و ممکن است بر زمین افتم ، امروز تو با عصای صبر، مانع از واژگون شدنم باش. ))

شعار امروز :نداشتن صبردر کارهای کوچک ، نقشه های بزرگ رابرهم میزندکنفسیوس

روز چهارم :

آورده اند که لقمان غلام خواجه توانگر و خوش قلبی بود ، خواجه  فضائل اخلاقی  بسیاری داشت اما بسیار زود رنج وضعیف بود ودر مقابل ناملایمات و سختی های زندگی شکنده و غیرانعطاف پذیربود  و در بحرانها و حوادث آسیب پذیر می نمود و این خصلت ناشکیبایی  خواجه ، لقمان را از درون می آزرد اما راهی نداشت تا به خواجه قوت قلب و سعه صدر را گوشزدنماید و از طرفی می ترسید بیان این ضعف اخلاقی خواجه ، محبوبیتش را نزد  وی کمتر کند. روزی  یکی از دوستان خواجه  خربزه ای را به رسم نوبر و تعارف  فرستاد  و خواجه  هم به خاطر  لطف  لقمان در این سالها ، او را کنار خود نشاند و خربزه  را قطعه  قطعه  نمود  و به  او تعارف  نمود ، لقمان  از این  لطف  خرسند  شد وتعارفش را اجابت نمود و شروع به خوردن خربزه کرد ، خواجه قطعه آخر را خود دردهان گذاشت و متوجه  شد که خربزه  به  شدت  تلخ  بوده ، رو به  لقمان کرد و گفت  پس  چرا  از تلخی  خربزه اعتراض نکردی ؟ لقمان برای درس دادن به خواجه زمان را مناسب دید و چنین گفت : درست  است من به خوبی تلخی این میوه را حس کردم اما سالهای زیادی از دستان پر مهر شما لقمه های شیرین و گوارا گرفته ام سزاوار نیست که برای دریافت اولین  لقمه  ناگوار لب به اعتراض گشایم . خواجه از این برخورد درس عبرت گرفت و به  ضعف و ناتوانی خویش در برابر ناملایمات  زندگی  پی برد و از آن پس به اصلاح نفس و تقویت روح خود همت گماشت و خود را به صبر و شکیبایی بیاراست.

*گاهی اوقات فکر می کنیم که تمامی امور باید طبق خواست و اراده ما  پیش  برود و از نظر روانی خود را شایسته بهترین نتایج در پس عملکردهایمان می دانیم اما  واضح  است که اگر قرار باشد تمام اتفاقات و رویدادهای  زندگی  طبق خواسته  من پیش برود  سنگ  روی  سنگ بند  نخواهد  شد ، ما همواره در آزمون و خطاء قرار داریم و اغلب تجربه شکست های ماست که پیروزی های چشمگیری را برایمان به ارمغان می آورد ، در کسب تجربه و همچنین اتفاقاتی که دلیل منطقی برایشان پیدا نمی کنیم بهترین شیوه برخورد ، پذیرش آن و صبر و همچنین تلاش برای ساخت  پل  پیروزی از شکست هاست.

(( ای خالق من !

ای یگانه هستی بخش !

از درون جستجویت می کنم تا به آرامش رسم ،از محبت بی پایانت گوشه چشمی نشانم ده و از چشمه سار زلال عشقت نصیبم نما، خدای من ! همانند سبزه به آب محتاج یک جواب تو ام.

ای آرامش دهنده قلبها !

آتش عشقت دل دریایی ام را طوفانی نموده  ، تو خود راهی برای آرامشم تدبیر کن ، مرا با حلم و بردباری زینت بخش تا در صحنه زندگی هر نقشی را که تدبیر کنی به زیبایی به اجرا گذارم. ))

شعار امروز : رویدادهای زندگی طبق خواست خدا پیش می رود، سهم ما صبر کردن است.

روز پنجم :

بعضی مواقع اتفاقات و رویدادهایی  در زندگی انسان  پیش می آید که  فراتر از صبر و توان  اوست مثلا عدم تحمل مرگ نزدیکان ویا.... که در این  حالت  فرد  قانون طبیعی  دنیا را  نادیده  گرفته  یا فراموش نموده و سعی دارد با عجله و شتاب زدگی از این بحران  گذر نماید ، حائز اهمیت  است که این مسئله را بپذیریم در طبیعت مرگ غیر قابل انکار است و حقیقت  زندگی در آن نهفته  است  ولی برای کم کردن درد فراق و یا قابل پذیرش  نمودن آن  می توان با انجام  کارهای مثبت و خوب و نیز دادن خیرات روح  از دست رفته را شاد  و درون  خود را آرام  نمود و غم از دست  دادنش را  قابل تحمل نمود.

یکی دیگر از نکاتی که باعث می شود فرد صبر و شکیبایی خود را از دست دهد احساس دل تنگی و بی تابی است و همچنین ناامیدی ، دلتنگی برای از دست دادن چیزی و بی تابی برای بدست  نیاوردن چیز دیگر و ناامیدی بواسطه  کم  شدن  ایمان  و اعتماد به  نیروهای  امدادی  پروردگار اگر از نظر روانی این  مسئله را  بپذیریم  که همه چیز تحت اراده  خداوند است و به فراخور حالمان یا  تلاشمان درهای را به رویمان می گشاید پس بی تابی  بی معناست  یا اینکه چیزی را که از ما گرفته یا لایقش نبودیم و یا بودنش به ضررمان بوده  پس برای لیاقت  داشتن الطاف الهی سعی مان را بیشتر نموده و آن  چیزهای را که گرفته از محبت و  خصایص  ذات  حق  تعالی  در راستای مراقبت  از ما بوده و همچنین امید را درخود تقویت می نماییم تا  از طریق  جذب ، هرآنچه را درخواست نموده ایم  را در بهترین شکل برایمان رقم زند. پس  امروز سعی کنیم  قبل از انجام هر کار بذر صبر و امیدواری را دردل بکاریم و مراقب باشیم که در انجام کارهای روزانه مان چیزی یا رفتاری آرامش مان را برهم نزند و خشمگین و عصبانی نشویم چون ارزش صبر را از یاد برده و رفتارهایمان  خودمحورانه واز روی اجبار بروز می نماید.

(( آفریدگارا !

تنهاتو هستی باقی و ماندگار ، همه فانی اند ناپایدار.

آنجا که فقدان و غم از دست دادن عزیزی  بردلم  سنگینی می کند و بغض  گلویم را می فشارد ، تنها نجوای نامت  آبی ست بر آتش دل و حضور در آستانت  و افراشته کردن  دستانم  به  سویت  هر درد جانکاهی را میسر می نماید .

خدای من ! بینش و درکی عطاء کن که در مقابل قانون طبیعت تسلیم باشم .

مرا از شتاب به صبر هدایت کن. ))

شعار امروز : اگر صبر نکنم باید بجنگم

روز ششم :

به جملاتی که بارها  و بارها شنیده ایم  یا در طول  روز خودمان برزبان جاری می کنیم  دقت  کنید. وقتی پشت چراغ  قرمز قرار می گیریم  ( یک ساعت چراغ قرمزه ! ) در صف مترو نگرانیم ( چرا قطار دیر کرده ؟ )  یا  ( چرا اینقدر عقربه های ساعت  دیر حرکت می کند؟ ) یا در رستوران هستیم (چرا غذای من هنوز آماده نشده )  یا خطاب به همسرمان برای آماده شدن برای مهمانی ( چرا زودتر لباست را نمی پوشی ؟) ( چرا فیلم شروع نمی شود ؟) و چندین جمله مشابه ، تمام جملاتی را که می شنویم و یا بیان  میکنیم ، استرس، نگرانی  و اضطراب را به ما منتقل می کند  و منجر به عصبانیت ،خشم و بی صبری ما می شود.

برای اینکه این جملات را نشنویم یا بر زبان جاری نکنیم  بهتر است قدری صبوری را در زندگی به کار بندیم  برای صبور بودن باید چند راهکار را به اجرا گذاشت تا توانست روز خوبی را برای خود رقم زد.

وقتی ما می خواهیم  چند کار را با هم  انجام  دهیم ، سرمان  شلوغ  می شود  و بی صبر می شویم ، سعی کنیم که واکنش های غیر منطقی را  در مقابل حالت های  دشوار و نگران کننده  تغییر دهیم  و پذیرش شرایط را داشته  باشیم  صبور بودن نیاز به تغییر رفتار دارد تجربه گذشته می تواند کمکمان کند تا در وضعیت مشابه رفتارهای گذشته را تکرار نکنیم .

برای  صبور بودن باید  تمرین کرد ، و توصیه می کنیم که تمرین خود را از کارهای  کوچک  و بی اهمیت تر شروع  کنید  مثلا  پشت  چراغ  قرمز قرار گرفته اید ، با شکیبایی  در رابطه  با  این کار کوچک خود را برای صبور بودن در شرایط بحرانی و سخت تر آماده می کنید.

راه دیگر این است که در خود به پذیرش درونی برسید  که هرکاری  نیاز به  زمان  خاص  خود  را داردو تعجیل و شتاب مانعی است برای انجام امور به نحو شایسته .

مسئله حائز اهمیت دیگر این است که  اگر نقشه ها و طرحهای ما طبق خواسته مان پیش نرفت به هم نریزیم  قانون طبیعت این است  و به جای پیگیری مستمر و فرساینده  بعضی از کارها  بهتر است به خودتان استراحت و مرخصی بدهید  یعنی اینکه  هیچ  کاری انجام  ندهید چشمانتان  را ببندید  و آرام باشید و در ذهنتان منظره ای  زیبا را تجسم کنید ، قله کوه پر برف ، دشت وسیع و سرسبز ، جنگل و صدای پرندگان ، صدای جریان  آب و رودخانه را به خاطر آورید ، اینها  ابزاری هستند که می تواند در لحظات شلوغ و پر استرس ما را لختی از شلوغی  و بی صبری جدا  کند، یکی  دیگر از راههای تمرین صبر گذشت و نادیده گرفتن اشتباهات دیگران است سعی کنید که مهربانی  و عطوفت را برای امروز در زندگی تان جاری کنید، تمام این عوامل تمرینی برای صبر و پایداری می باشد.

((خدای من !

آنگاه که ضعف ، عدم انعطلف پذیری مرا در برمی گیرد ، باید منتظر لحظات بد باشم . نداشتن صبر و انعطاف باعث می شود همانند شاخه خشک ، ترد و شکننده باشم .

به من بیاموز که ترس را با خودباوری و کسالت و تنبلی را با  نظم و امید جایگزین نمایم تا  شتاب و سرعتِ ، چرخ  زندگی ام  را بکاهم  و صبر رادر خود ارتقاء بخشم  تا از تلاش  و سرسختی  برای جنگیدن با واقعیات زندگی دست بردارم. ))

شعار امروز :فکر کردن به چبزهای خوب بستری را برای به آرامش  رسیدن و تصمیم گیری درست مهیا می نماید

روز هفتم :

نیما سعی می کرد که با اطلاق واژه ی صبور، خود  را از دست حس بدی که  سراغش آمده بود رها کند .

یکی از همکارانش  که  درست  میز کارش  در کنار میز نیما  بود  در اکثر اوقات  که  نیما  مشغول حسابرسی بود  با صدای بلند روزنامه  می خواندو با تکان دادن صندلی اش صدای گوشخراشی ایجاد می نمود و با تلفن با صدای بلند صحبت  می کرد و حتی  نظافت عمومی و محیط کار را هم  رعایت نمی کرد و همین رفتار او باعث از دست  دادن  تمرکز نیما  می شد و از درون  رنجیده خاطر بود و نمی خواست دوستی شان بهم بخورد و این موضوع را بنوعی تحمل می نمودو در زمانهایی که رفتار آن شخص برایش غیر قابل  تحمل  می شد به قسمت آبدارخانه  می رفت  و چند  دقیقه ای را آنجا می ماند تا اوضاع آرام شود و به پشت میزش  برگردد  و به  خاطر همین تردد  زیادش  به آبدارخانه  از طرف رئیس  قسمت  مربوطه مورد انتقاد  قرار گرفته  بود اما او نمی خواست که موضوع را عنوان کند ودر درون خود می ریخت ....

در این جا سکوت اختیار کردن به هیچ وجه شیوه مناسب نیست و به این فرد صبور نمی گویند گاهی سکوت کردن  ارزش از دست  دادن آرامش ما را ندارد در چنین  مواقعی زدن  بعضی از حرفها بی ضرر است  و حتی  موجب  تغییر رفتار در دوستانمان می شود و شاید  بعضی ها  از رفتاری که از خود بروز می دهند و موجب  آزار دیگران می شود آگاهی  ندارند  پس  بجای  تحمل  و حمل  افکار رنجش آور دیگران ، با مهربانی و پیشنهاد  دوستانمان را در کنار خود داشته  باشیم  و سعی مان این باشد بر روی قسمت هایی از زندگی صبوری و شکیبایی از خود نشان دهیم که  رضایت خالق مان ، نفع دیگران و آرامش خودمان را به همراه داشته باشد .

((ای محبوب و ای معبود من !

از خزانه  لطف و کرمت  استقامت ، بردباری و تحمل  مصائب  را  ارزانی ام  دار تا  در زیر سایه حضورت بندگی نمایم.

خدایا ! 

لطفی کن تا بتوانم گذشت  را در مواقع  بی صبری و خشم از خود بروز نمایم . نگرانی های فردا را از من بگیر تا  شتاب از زندگی ام  زدوده  شود و توکل  محور شوم ، هوای نفس  را درمن بکش که خالصانه بر اراده ات سر سپارم . ))

شعار امروز:

رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود

                                          *************

                                                رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود

چکیده :

  • به جای فشار آوردن بر قوانین بزرگ کیهان ، بردباری لازم است و نیز انتظار زمان موعود کشیدن و با اعتماد راهی را دنبال کردن که خداوند برای زندگی ما برگزیده است .
  • شتاب و عجله به صورت مقطعی شاید نتیجه دهد اما در دراز مدت مشکل ساز خواهد بود
  • سرعت و عجله ماحصل شلوغی برنامه هایمان می باشد.
  • مسبب اصلی اضطراب و نگرانی امروز ما بی صبری یا کم صبری مان است.
  • اتفاقاتی را که دلیل منطقی برایشان پیدا نمی کنیم بهترین شیوه برخورد پذیرش آن و صبر است و همچنین تلاش برای ساختن پل پیروزی از شکست هاست.
  • همه چیز تحت اراده خداوند است و به فراخور حالمان یا تلاشمان درهایی را به رویمان می گشاید ، پس بی تابی بی معناست .
  • سعی کنیم واکنش های غیر منطقی را در مقابل حالت های دشوار و نگران کننده تغییر دهیم و پذیرش شرایط را داشته باشیم.
  • اگر نقشه ها و طرحهای ما طبق خواسته مان پیش نرفت به هم نریزیم ، قانون طبیعت چنین است.
  • روی قسمت هایی از زندگی صبوری و شکیبایی از خود نشان دهیم که رضایت خالق مان ، نفع دیگران وآرامش خودمان را به همراه داشته باشد.