رهایی

اگر عادات ناپسند و اعتیاد در زندگی برایتان مشکل آفرین شده اگر احساس تنهایی ، ترس ، سرشکسته گی ، بی هدفی ،بی هویتی و بیهودگی می نمائید و اگر راههای مختلف را امتحان نموده اید و نتیجه نگرفته اید

یک بار هم ***کتاب ((پیله بیهودگی)) نوشته م.دشتی را مطالعه فرمائید

شایدتصمیم بهتری را برای رهایی اتخاذ نمائید راه پیشنهادی ما دوازده گام روحانی برای پایان دادن به استیلای موادمخدر و الکل

...خواهر ،برادر ، پروانه پیله بیهودگی ات رابِدر آفتاب گردان به استقبالت آمده

.

چندپاراگراف از کتاب را باهم مرور کنیم

کاروان رفت وتو در خواب وبیابان در پیش   * کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی

 

 

                                                             

کودکی در انتظار طلوع محبت پدر                                                         

آرزوی شیرین آبنبات خیال

اماپدربا دست خالی دست برکوبه در

مادر هراسان از تق تق در که شاید!

حضورمامور نگاهش راشرمگین کند دوباره

اما پشت در مردی باپلک های در حال سقوط

پیغامی از صندلی پارک که پدر برای همیشه

بررویش رفته بهخواب

از مصرف دزخیم خانه خراب          20شهریور86مولف

آورده اند ققنوس مرغیست افسانه ای که تنها زندگی می کند و جفتی ندارد بسیار زیباست و از شاخصه های آن این است که روی منقارش سوراخ های فراوانی دارد که از هر سوراخش نغمه و آوازی تولید می شود و هرار سال عمر می کند و چون زمان مرگش فرا می رسد هیزم بسیاری جمع می کند و بر بالای آن می نشیند و نغمه های سوزناکی می خواند و پرندگان دور تا دورش حلقه زده و در سوگ از دست دادنش گریه و شیون می کنند. و در آن هنگام که نغمه های حزن انگیزش به پایان می رسد ، بر روی پشته هیزم می ایستد وآنقدر بال می زند تا از اصطکاک بالهایش با هوا گرما و سپس آتش بوجود می آید و آتش هیزم ها وققنوس را در بر میگیرد و میسوزاند و در پگاه بعد با وزیدن نسیم صبحگاهی خاکسترهای بجای مانده از ققنوس کنار می رود  و تخمی پدیدار می گردد که با مراقبت دیگر پرندگان از آن ققنوس دیگری بوجود می آید . ققنوس مربوط به افسانه هاست ، ولی امروز در دنیای واقعی فرد معتاد در مسیر اعتیادیش به آخر خط و مرگ معنوی می رسد و در خواب روحانی فرو می رود اما با قطع مصرف و ترک اعتیادش ققنوس جدیدی از خاکستر اعتیادش برون می آید که خطی بر آن شخصیت گذشته اش می کشد و زندگی را از نو شروع میکند .....................

·         اعتیاد یعنی از دست دادن کنترل زندگی یعنی نبود حس تعادل و تناسب.گرفتار و قربانی هر نوع وابستگی  جسمی و روحی روانی یا احساسی به انواع (قرص ، الکل و مواد مخدر )معتاد شناخته می شود . معتاد فردیست که در بیان درد و مشکلات خود اغراق می کند و آنها را بزرگ جلوه می دهد فرد معتاد خود را همیشه محق تر و فراتر از قانون وهنجارهای اجتماعی می داند و یا بنوعی ظرفیت خود را بالاتر از قانون وهنجارهای اجتماعی ارزیابی می کند و محق بودن و متوقع بودن در برخورداری سهم بیشتر امتیازات از شاخصه های آنهاست.

·         شکل کیری اعتیاد در درون فرد یک اتفاق نیست ، بلکه به مرور این هیولای بدقواره قربانی خود را تحت تاثیر قرار داده و او را در دام و پیله بیهودگی می اندازد1-جسمی2-روحی روانی 3-روحانی و احساسی

·         دلایل گرایش به مصرف مواد مخدر و الکل:                                                                           1-کنجکاوی و کسب تجربه 2- ریسک کردن وخطر کردن 3- تفریح وسرگرمی و ایجاد نشاط و سرخوشی 4-تنهایی 5-عزلت نشینی و انزوا 6-بیکاری 7- فضای آلوده حاکم بر بعضی از مشاغل 8- کم توجهی وعدم نظارت والدین و فقدان عامل باز دارنده 9- مصرف مواد توسط یکی از اعضای خانواده و والدین و فقدان عامل باز دارنده 10-مصرف به جهت رفع بیماری و تشدید قوای جنسی 11- خانواده از هم گسیخته و فرزندان طلاق 12- سرکوب کردن احساسات و فقدان عزت نفس 13- ورود به دنیای دیگر(برای جوانان پا به دنیای بزرگ سالی برای بزرگسالان رهایی از روزهای تکراری) 14- الگو پذیری و دوستان 15- در دسترس بودن 16- پایبند و مقید نبودن به اصول دینی و مذهبی 17- نداشتن صبر و استقامت در مقابل سختی ها و ناملایمات زندگی 18- نداشتن هدف متعالی در زندگی 19- کمبود مشاوره و درمان 20- پذیرش درونی

·         انواع مخدرL(الکل ، تریاک ، حشیش ، هروئین ، کوکائین ، کراک  ، شیشه ، ال اس دی ، موادتوهم زا ، مواد استنشاقی ، دارو(آمفتامین ها- آرامبخش ها- کدئین – مورفین )

·         چند داستان کوتاه                                                                                                           خداحافظی کردم و به سمت سرویس های بهداشتی پارک  راه افتادم ، واردیکی از دستشویی ها شدم  و پشت به در نشستم که کسی در راباز نکند هوا سرد بود و با دست لرزان فندک را از جیبم در آوردم  وقاشق و سرنگی را که دیروز ازآن استفاده  کرده و روی دیوار دستشویی  جاسازی کرده بودم را آماده کردم و مشغول شدم .........................................                                                                همسرم بر سر و صورت زنان جسم لاغر و نحیف نازنین را در آغوش کشیدو او را به سینه اش فشار داد اما نازنین طفلک تو این دنیا نبود....................                                                                 اسم من لیزا است اهل نانس هستم و برای ادامه تحصیل به پاریس آمده ام ، در دانشکده هنر درس می خوانم و در یک پانسیون در حومه شهر زندگی می کنم از تنهایی هراسانم ..............       

·         با وساطت برادرم از کلانتری آزاد شدم ، پشت سر برادم حرکت می کردم از خجالت و شرمندگی و خجالت درخواست برادرم برای رفتن به خانه شان را رد کردم و از او جدا شدم و آواره و سرگردان  در خیابانها می چرخیدم و درد خماری هم مرا اذیت می کرد ،در همین سرگردانی به پارکی رسیدم............                      * نقش  والدین و راههای جلوگیری از بروز اعتیاد

·         اگر کودکی  با انتقاد زندگی کند می آموزد که محکوم کند

·         اگر کودکی با عناد و دشمنی زندگی کند مِی آموزد که کینه جو باشد

·         اگر کودکی با ترس زندگی کند ، مِی آموزد که بهراسد

·         اگر کودکی با ترحم زندگی کند ، می آموزد  که احساس بدبختی  کند

·         اگر کودکی با تمسخر زندگی کند ، می آموزد که متزلزل باشد

·         اگر کودکی با حسادت زندگی کند ، می آموزد که حسود باشد

·         اگر کودکی با شرمندگی زندگی کند ، می آموزد که احساس گناه کند

·         *************************************

·         اگر کودکی با تشویق زندگی کند ، می آموزد که اعتماد به نفس داشته باشد

·         اگر کودکی با مقبولیت زندگی کند ، می آموزد که عشق بورزد

·         اگر کودکی با شناخت زندگی کند ، می آموزد که در زندگی هدفی داشته باشد

·         اگر کودکی با تعاون زندگی کند ، می آموزد که سخاوتمند باشد

·        

/ 0 نظر / 2 بازدید