نگاه کلی به پدیده ی بزهکاری اطفال و طبقه بندی آن

باز در روزنامه ایران خواندیم که همسر دوم یک راننده اتوبوس پسر بچه دو ساله شوهرش را با آب داغ حمام کشته است. 
باید دانست که مقررات جزایی کنونی ما که ناظر به کیفر همگانی است،از لحاظ حمایت اطفال و نوجوانان ناقص است و همان طور که فوق اشاره شد،متأسفانه در قانون جدید دادگاه اطفال هم مقررات خاصی جهت حفظ و حمایت کودکان در مقابل اعمال وحشیانه و شکنجه های غیر انسانی بزرگسالان وجود ندارد.حال آن که در اغلب کشورهای اروپایی،به لحاظ اهمیتی که به نوباوگان و گل های سرسبد اجتماع می دهند،قوانین و  مقررات حمایتی ویژه ای برای نگهداری و حفاظت آنان در مقابل اجحاف و ظلم و ستم بزرگسالان،وضع کرده اند و حق این است که این مسئله مورد توجه قانونگذار کشور ما نیز قرار گیرد.
در چنین مواقعی،معمولاً قاضی اطفال وظیفه حفظ و حمایت از حقوق کودکان و خردسالان را بر عهده گرفته و دادگاه های جزایی با توجه به مقررات خاص،حداکثر مجازات را نسبت به ربایندگان و شکنجه کنندگان اطفال و کودکان خردسال اعمال می نماید.
غیر از مواردی که ذکر شد،غالباً مشاهده می شود که بسیاری ازسوداگران،سودجویان، صنعتگران و پول پرستان بی ایمان نیز اطفال معصوم و کودکان خردسال را تحت استثمار خود در آورده و به طرق مختلف نظیر:وادار نمودن به گدایی یا فحشا- اجبار به فروش مواد مخدر- به کار گماشتن درکارگاه های صنعتی- بهره برداری در کارگاه های قالی بافی و غیره... روح لطیف آنان را پژمرده ساخته و این کودکان معصوم را عملاً از ادامه تحصیل و کسب علم باز می دارند.
در حالی که این اعمال صریحاً مغایر پیمان نامه حقوق کودک است که در سال 1989 توسط سازمان ملل به تصویب رسیده و به تمام کشورهای عضو ابلاغ گردیده است. 
در این مورد،بارها صاحب نظران و اندیشمندان کشور هشدار داده اند و با سخنرانی در جامع و مجالس یا نوشتن مقالات و گزارش های متعدد،این گونه سوء استفاده ها و استثمار خردسالان را محکوم کرده اند.
روانشناسان عموماً معتقدند پدر و مادرهایی که بچه های خود را به شب نشینی ها و مجالسی که اصلاً مخصوص بزرگتر ها است می برند،در حق بچه های خود ظلم    می کنند. 
برای بسیاری از کودکان خردسال خانه بزرگ ترین شکنجه گاه و فرساینده روح و روان ایشان است.این دسته اطفال معصومی هستند که زیر دست ناپدری یا نامادری سنگدل و بی رحم گرفتار شده و از کمبود محبت،ضرب، شتم، یا زخم زبان این گونه افراد رنج می برند.
باید تذکر داد که امروزه متخصصین تعلیم و تربیت جملگی در این باره متّفق القولند که باید مراجع خاصی وجود داشته باشد که تا کودکانی را که گرفتار محیط ناهنجار خانوادگی و یا ظلم و ستم اولیاء ‌و سرپرستان خود می باشند،از این گونه خانواده ها جدا نموده و آنان را در محیط سالمی تحت تعلیم و تربیت قرار دهند.
اصولاً سیستم تعلیم و تربیت باید به صورتی باشد که به نیازهای عاطفی و روانی اطفال و نوجوانان توجه مخصوصی مبذول گردد.
این مسئله امروزه غالب کشورهای اروپایی و آمریکای جنوبی مورد توجه قرار گرفته و به طوری که در جوار دادگاه های اطفال سازمان های مجهزی جهت کمک و حمایت نسبت به کودکانی که مورد ظلم وستم بزرگتران خود یا دیگران قرار گرفته اند وجود دارد که در موارد لزوم از حقوق اطفال دفاع می نمایند.
در برخی دیگر از کشورها نیز دادگاه اطفال علاوه بر نقش معمولی خود یک نوع وظیفه حمایتی نسبت به صغار و خردسالان به عهده دارد.امروزه مخصوصاً از جنگ دوم جهانی به بعد،مسئله حمایت از حقوق کودکان و خردسالان به قدری کسب اهمیت کرده است که در سال 1989 میلادی سازمان ملل متحد به ناچار اعلامیه خاصی تحت عنوان «اعلامیه جهانی حقوق کودک» تنظیم و منتشر کرده است. در این اعلامیه حفظ و حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان به بزرگسالان و مسئولان دولت های عضو سازمان ملل قویاً توصیه و تأکید گردیده است.ماده ششم اعلامیه مذکور،تصریح دارد به این که:«کودک باید از هر گونه تعدی،بی رحمی و استثمار مصون بوده و هیچ گاه نباید مورد معامله یا خرید و فروش قرار گیرد.»
ماده هفتم می گوید :« هیچ کودکی نباید قبل از رسیدن به حداقل سن قانونی مناسب،مورد استخدام واقع شود.» ضمناً در موارد هشتم و دهم اعلامیه فوق الذکر چنین مصرح است:«کودک را هیچ گاه نباید وادار نمود و یا اجازه داد به حرفه یا شغلی که به سلامت یا آموزش او زیان می رساند،یا مخالف با رشد جسمی و فکری اوست بپردازد.»
«اطفال در هر مورد جزو نخستین کسانی هستند که مورد حمایت و تقویت قرار    می گیرند.»
در فروردین سال 1382 نیز که همایش بین المللی درباره حقوق کودک در استانداری خراسان تشکیل شده،موسیو دیالو نماینده یونیسف،اصلاحیه حقوق جهانی کودک را که طبق آن هیچ مقام و سازمانی حق ندارد کودکان زیر پانزده سال را به کارگمارد به مسئولان ابلاغ کرد.

/ 0 نظر / 49 بازدید