(( ای مهربان ! ای نامحدود!
از منبع لایزالت سیرابم کن !
یاری ام کن تا در انجام صله ارحام کوتاهی نکنم و در این کار پیشقدم باشم.
کمکم کن تا آنهایی که متعلق به طرح الهی زندگی ام هستند را از روی اخلاص و عشق ، مهر ورزیده و دریابم.
پدر و مادر و دوستانم را امروز عشق نثار کنم، دلتنگی  و تنهایی ام را با وعده ملاقات با آنها از بین برم و به واسطه حضور آنها آرام تر و از این  جریان ، جاری در زندگی ام کسب فیض نمایم. وبا حضور قلب بیشتر به دیدارت  نائل گردم. ))34
((آفریدگارا !
امروز فرصت هایی را در اختیارم گذار و کسانی را در مسیر زندگی ام قرار ده تا در کنار آنها بهبودی ام را استمرار بخشم و با پرداختن به آنها از احساس تنهایی رها گردم و در جمع بودن را تجربه و تجارب شان را در زندگی به کار بندم و خود را وسعت بخشم تا به آگاهی رسم ، و بواسطه حضورآنها مهر ورزیدن را تمرین نمایم و در نهایت به منبع فیض و مهربانی تو متصل گردم .))35
(( ای محبوب !
زمانهایی که حاضر نیستم موقعیت های سطحی و باورهای پوسیده را از دست دهم تو مرا یاری کن تا پا روی ترس از تغییر کردن گذارم  تا از درجا زدن رها گردم.
آه که من چه بیهوده میترسم !فراموش کرده ام که تو اراده و زندگی ام را کارگردانی می کنی
امروز با حضور تو و توکل به تو از موقعیت های جدید استقبال می کنم باشد که با نام تو  متبرک گردم . ))36
(( ای مأمن و مأوای من !
وقتی که ترس مانع حرکت چرخ زندگی ام می گردد ، تنها ایمان و اعتماد به توست که مرا از اسارت ترس می رهاند.
توانایی عطاء کن تا درون ترسها روم و با آنها روبروشوم و با مثبت اندیشی  که، از منبع فیض تو کسب نموده ام بر ترسها فائق آیم.تا در سکون و تواضع و با نیایش به درگاهت، از این ایستایش و فرسایش به آرامش و  پویایی، نائل گردم ))37
((ای مهربان  !
ای که ذکرت در گرداب و امواج پر تلاطم دریای ترس و دلهره،  بسان فانوس هدایت است.
در این دریای طوفانی کشتی ام را تو ناخدا باش ای ملجای من!
کلبه تاریک جهل و تنهایی ام را با نورت روشنایی بخش  که بس هراسناک وخوف انگیز است .
دستم بگیر و راه نشانم ده تا از ترس تاریکی جهل رها گردم . ))38
(( ای قادر متعال !
هرگاه که ترس در درونم رخنه می کند ، اندیشیدن به تو مرا آرام می کند و نیز خوب می دانم  که در پرتو فیض بیکرانت یارای غلبه بر ترس و مشکلات را خواهم یافت .
 با جوشش نیروی عشقت ، قدرت و توانایی ، در درونم شکوفا می گردد و استوار و صبور درصدد رفع  مشکلات و انجام اراده ات در زندگی برخواهم آمد.
معبودم ! نور عشقت را بر من بتابان تا قلبم از ایمان به تو لبریز گردد و جایی برای ترس باقی نماند.))39
(( ای شنونده ی آگاه!
اگر فریاد می کشم تو را نه اینکه در بوستان آسایش و لذت گیتی جایم دهی ، بلکه می خوانمت تا قدرتی عطاء فرمایی که بتوانم مشکلات را از پیش روی بردارم و بر ترس و درد  پیروز گردم ،
بر من نازل کن باران رحمت و مغفرتت را، تا سیاهی و تباهی فرو ریزد و مطهر و متبرک تو را نجوا کنم،  باشد که  لایق شوم و در منزلت میهمان گردم. ))40
((ای که ذکرت آرامش است  ویادت امنیت خاطر!
امروز به خاطر رهایی از ترس ها، سپاسگذارم و به خاطر روند روبه رشد زندگی پس از فائق آمدن بر ترسها متشکرم.
امروز ایمان دارم که بدون ترس در کنار تو غنی تر ، شاداب تر و با آرامش خاطر زندگی خواهم کرد ))41

((ای معبود!
چقدر بی باکانه در سرزمین لذت و خود خواهی با اسب غرورتاختم  و چقدر با خودمحوری در  بن بست های زندگی باختم ، آنقدر دواندم و تاختم که از پای افتادم ، عمرم رفت ،جسمم ناتوان شد ، غافل از اینکه تو در کنارم بودی فقط کافی بود صدایت زنم .
خدای من ! تجربه های شکست گذشته ، امروز مجابم نموده که تنها تو می توانی کشتی طوفان زده ام را به ساحل امن هدایت کنی امروز نه تنها نمی ترسم که تو در زندگی ام جاری شوی و تغییر ایجاد کنی بلکه  بر خود می بالم که به هدفم که رسیدن به توست دست می یابم .
چه مغرور چشمانم را از دیدارت محروم کرده بودم ، مرا ببخش و دستم بگیر ای مهربان و بخشنده ترین. )) 42
((معبودا !
ای که دیده ازدیدن  حسن جمالت ناتوان !
هردم برآینه نظر کنم تاتورا بینم ، چون بی عشق بینم تنهاخود بینم ، و خودی خود بی عشق تو هیچ بینم.
باران عشق ! بر صورتم ببار ، تا سیرتم در آینه هویدا گردد.
هرآنکه از زلال عشق تو پیاله ای نوش کرد خود ندید و برون زسر هوش کرد.
دستم بگیر و پایم ببند برکویت ، که من هیچم و چگونه آیم به سویت.
اگر تو تدبیر کنی و لایقم کنی هر لحظه تسبیح گویم زدیدار رویت. ))43

((ای خالق من ! ای یگانه هستی بخش !
در درون جستجویت می کنم تا به آرامش رسم ، چشم  دلم را به دیدار و درک عشق و مهربانی ات بگشا و از چشمه سار زلال عشقت  سیرابم  نما .
ای مأوای من ! همانند سبزه به آب، محتاج یک جواب توام . ای آرامش دهنده قلبها آتش عشقت ، طوفانی در دلم بپا کرده ، تو خود راهی برای آرامشم تدبیر کن . ))44

برگرفته از کتاب سخن عشق نوشته مجتبی دشتی

/ 1 نظر / 4 بازدید
مهدی

اژه‌ی گمنامی در سنت دوم می‌گوید هیچ فرد یا گروهی در فهمیدن اراده‌ی خداوند انحصار ندارد. ما در خدمت محتاج راهنمایی هستیم نه انتقاد. پس به مهارت خود در گوش کردن می‌افزاییم و با روشن‌بینی روحیه‌ی خوش‌بینی نسبت به دیگران را در خود پرورش داده و با ایمان به وجدان گروه به جای ترس با امیدواری تسلیم می‌شویم. می شودبیشتر توضیح دهید در ضمن سایت تان عالی ست