اعتیاد

ننقش والدین وراههای جلوگیری ازبروز اعتیاد
با بررسی ودقت در سرگذشت افراد وعوامل گرایش به مواد مخدر به این مسئله‌ی مهم پی می‌بریم که خانواده سهم بزرگی در ساختار فکری و رفتاری فرزندان خود دارد. اکثر عوامل اعتیادی که گفته شد قسمتی از آن در خانواده توسعه وبسط پیدا کرده و به صورت مصرف در فرد بروز نموده است.مثل خانواده از هم گسیخته  اعتیاد یکی از افراد محیط زندگی نبودن عامل بازدارنده وچند عامل دیگر بابررسی زندگی افراد معتاد متوجه خواهیم شد آسیب هایی که فرد در رابطه با بیماریشپ متحمل می‌شود بواسطه حضور کمرنگ یا غفلت خانواده است.
پیشگیری همیشه بهتر وبه صرفه‌تر از درمان است.با این منطق وبا این دیدگاه‌ها قبل از اینکه بنشینیم و برای فرزندان و افراد خانواده که دربند و اسارت مواد مخدر هستند احساس نگرانی کنیم سعی داشته باشیم که در عملکردهای خود و آنها تجدید نظر کنیم.
خانواده بعنوان سرمایه و پشتوانه فرد می‌تواند ضریب و روندشکل گیری اعتیاد رادرفرد کاهش دهدوباشناخت وآگاهی از اعتیادمی توانیم مددکار واقعی وصادق برای فرزندانمان باشیم و به جای هزینه های هنگفت برای مشاوره درمان و سم زدایی آنها فرهنگی را در خانواده جایگزین کنیم که تمام عوامل وبازتاب مخرب اعتیاد راهمیشه پیش رو داشته و از آن به تباهی وبعنوان بیماری فردی واجتماعی یاد شود وبا ارائه راهکار مناسب بنا به شناختی که از اعتیادپیدا می کنیم آنهارا از دام اعتیاد دور کنیم وفرهنگ مشورت خواستن رادر آنها توسعه دهیم تا در بروز مشکلات بجای اینکه از فکر بسته خودشان برای مدد بگیرند یا از پناه بردن به مواد مخدر احساساتشان را سرکوب کنند از تجربه دیگران استفاده نمایند تا بتوانیم این فرهنگ را از خانواده شروع کرده ودر جامعه و اجتماع‌مان گسترش و نهادینه کنیم.
بیایید از تشنج در خانه وخانواده بکاهیم وخانه را کانون مهر و محبت کنیم تا نیاز نباشد فرزندان در بیرون از خانه نیازهایشان راجستجو کنند.
مصرف مواد مخدررا ضدارزش و شخصیت انسانی بدانیم وازاین دیدگاه همواره دفاع کنیم.
با تبلیغ ومبلغان فرهنگ اعتیاد و مصرف مواد و دخانیات برخورد کنیم. به جای تنبیه بدنی فرزندان مشورت و راهکار مناسب را جایگزین کنیم تا رفتار سالم به عنوان منش رفتاری او شود و رفتار وعادات نا پسند را از آنها دور کنیم.
فرزندانمان را به مبدا  هستی وصل نمائیم تاهم روحانیت را در او ارتقاء بخشیم وهم یاد بگیرند که در کارها از نیروی نهفته درونی که خداوند است استفاده نمایند.
هدف هایی را در زندگی بامشورت خودشان ترسیم نمائیم و از خودشان بخواهیم انها را تعقیب و اجرا نمایند وبرای رسیدن به انها از رهنمود ها وتوان فکری شما بعنوان پشتوانه استفاده نمایند .
نسبت به دیر آمدن به منزل وتا پاسی ازشب در بیرون منزل ماندن از آنها توضیح بخواهیم واز شب ماندن درمکان ناشناخته وبادوستان هم سن وسالشان جلوگیری نمائیم وتا جایی که امکان دارد اجازه رشد فرهنگ غلط رفیق بازی را به آنها ندهیم وآنهارا تشویق به دوستی های صمیمی داخل مدرسه دانشگاه و پارک ها در ایام و زمان های مشخص وبا هماهنگی خانواده نمائیم .
به شخصیت فرزندانمان احترام گذاشته تاعذت نفس را در انها توسعه و ارتقاء بخشیم.اگر به هر نحوه ودلیل فرد به مصرف مواد مخدر گرایش پیدا کرد به او بعنوان بیماری نگاه کنیم نه مجرم تا بتوانیم در راستای رهایی از بند اسارت به او کمک نمائیم.
درصورت بروز حس کنجکاوی و ایجاد سوال در ذهن فرزندان در رابطه بامواد مخدر آنها را از مضرات و اسیب هایش مطلع وآگاه نمائیم تا باشناخت از ویرانگری های مواد مخدر جاذبه های احتمالی آن در ذهنشان فروکش کند.
قبل از اینکه فرزندان راه های ورود به دنیای بزرگسالی را در مواد مخدر برسی وجستجو نمایندبامحول کردن بعضی از مسئولیت ها ونقش های قابل انجام اجتماعی او را به این دنیا آشنا نموده واعتماد کردن به او را ارتقاء بخشیم تابه خود باوری وبلوغ ورشد فکری برسد.
درکنارآسایش زندگی موجباتی  را برای آرامش روح و روانشان  فراهم نمائیم وسعی کنیم تفریح و ورزش ومطالعه را در خانواده بعنوان ارزش تثبیت نمائیم.
سوالات ایجاد شده در ذهنشان اعم از مذهبی اعتقادی جنسی وغیره را با مشورت وپیگیری پاسخگو باشیم و اگرهم خودمان نمی دانیم از اهل فن ودانش جواب های قانع کننده شان را اتخاذ نمائیم.
برای هر مشکل روانی و روحیشان خودمحورانه تصمیم نگیریم. برای بعضی از مشکلات نیاز است به صاحب نظرش مراجعه نمود .از نعمت مشورت با روانشناس غافل نباشیم.
ارزش ها وضدارزش ها را برایشان تشریح کنیم و پایبندی و رعایت چهارچوب وقانون را همواره گوشزد نمائیم تا بعنوان منش رفتاری و خصلتشان گردد.
با دوستان فرزندان و والدین آنها اشرف و شناخت کافی داشته باشیم تا دچار تضاد و دوگانگی در رفتار فرزندانمان نگردیم ودر آئین دوست یابی از تجربه هایمان برایشان بگوئیم و نظارت بر دوستان فرزندانمان داشته باشیم که از چه قشری و با چه طرزی فکری زندگی می کنند.
رودرباستی و خجالت یکی از عامل گرایش به بعضی از رفتار ناسالم است.سعی کنیم (نه)گفتن رک بودن را به فرزندانمان آموزش دهیم.
سعی کنیم با افراد خانواده و فامیل که گرایش به سمت  مواد مخدر دارند کمتر ارتباط داشته باشیم و دلیل ارتباط نداشتنمان را برای فرزندانمان باز گو کنیم تا آنها هم چهره کریه و کثیف اعتیاد را بهتر درک نمایند.
درجاهایی که مواد مخدر ار مقبولیت برخوردار است حتی نزدیکیانمان تردد نکنیم که اثرات دیدن مصرف و چگونگی حالات نشئگی در فرزندانمان تاثیر گذار است.
سعی کنیم اوقات خوش ومسرت بخش در خانه وخانواده ایجادکنیم تا فرزندان به دنبال این اوقات جاها و اماکن دیگر را جستجو نکنند.
اگر ما و فرزندان‌مان باشیوه‌ی نادرست وعملکرد ناصحیح زندگی کنیم رفتاری که برای زندگیشان می‌آموزند نواقص، ناهنجاری وکج روی می‌باشد.
ودر ذهنمان بسپاریم که
اگر کودکی با انتقاد زندگی کند می آموزد که محکوم کند.
اگر کودکی با عناد ودشمنی زندگی کند می آموزدکه کینه جو باشد.
اگر کودکی با ترس زندگی کند می آموزد که بهراسد.
اگر کودکی با ترحم زندگی کند می آموزد که احساس بدبختی کند.
اگر کودکی با تمسخر زنگی کند می آموزد که متزلزل باشد.
اگر کودکی با حسادت زندگی کند می آموزد که حسود باشد.
اگر کودکی باشرمندگی زندگی کند می آموزد که احساس  گناه کند.
و بالعکس آموزه‌های سالم و سازنده درپی رفتارهای مثبت والدین در خانواده می‌باشد
اگر کودکی با تشویق زندگی کند  می آموزد که اعتماد به نفس داشته باشد.
اگر کودکی با مقبولیت زندگی کند می آموزد که عشق بورزد.
اگر کودکی با تایید زندگی کند می آموزد که  خودش را دوس بدارد.
اگر کودکی باشناخت زندگی کند می آموزد که در زنگی  هدف داشته باشد.
اگر کودکی با تعاون زندگی کند می آموزد که سخاوتمند باشد.
اگر کودکی باصداقت وانصاف زندگی کند می آموزد که راستگو و درستکار باشد.
اگر کودکی با ایمان زندگی کند می آموزد که بخود و اطرافیانش اعتماد داشته باشد.
اگر کودکی بادوستی ومهربانی زندگی کند می آموزد که زندگی زیباست.
اگر کودکی با بردباری زندگی کند می آموزد که صبور باشد.
اگر کودکی باتشویق زندگی کند می آموزد که قدردانی کند .
واگر کودکی با آرامش زندگی کندکودک شما می آموزد که بدون اضطراب زندگی کند.
 دلایل گرایش
 کنجکاوی وکسب تجربه
ریسک و خطر کردن
تفریح و سرگرمی و ایجاد نشاط و سرخوشی
تنهایی
بیکاری
فضای آلود حاکم بر بعضی از مشاغل
کم توجهی و عدم نظارت خانواده و والدین و فقدان عامل بازدارنده
مصرف موادتوسط یکی از اعضای خانواده یا معاشران
مصرف به جهت رفع بیماری و تشدید قوای جنسی
خانواده از هم گسیخته و فرزندان طلاق
سرکوب کردن احساسات و فقدان عزت نفس
ورود به دنیای دیگر(برای جوانان پا به دنیای بزرگسالی، برای بزرگسالان رهایی از روزهای تکراری)
الگوپذیری و دوستان
در دسترس بودن مواد
پایبند و مقید نبودن به اصول دینی و مذهب
نداشتن صبر و استقامت در مقابل سختی‌ها و ناملایمات زندگی
نداشتن هدف متعالی در زندگی
کمبود مشاوره و درمان
پذیرش درونی
برگرفته از کتاب اعتیاد و انواع مواد مخدر نوشته مجتبی دشتی

/ 0 نظر / 4 بازدید