کیفیت و کمیت جرایم اطفال

بررسی ها نشان می هد که در بحران اقتصادی سال های 31-1929 با این که عده زیادی از کارگران اتریش بیکار شده بودند،معذلک تعداد جرایم اطفال این کشور به نسبت محسوسی تقلیل یافته بود.[1]

در مقابل باید گفت که بیکاری برای کارگران جوان 16 تا 20 ساله که در کارخانه ها یا واحدهای مختلف اقتصادی به کار مشغولند،ضربه هولناکی است که آن ها را به ارتکاب جرم سوق می دهد.به طوری که آمارهای مربوط به ممالک متحده آمریکای شمالی نشان می دهد در بعضی از محله های فقیر نشین که غالباً از طرف سیاهپوستان اشغال شده، بحران اقتصاد سال های 31-1929 جرایم نوجوانان بین 16 تا 21 ساله را به نسبت 60 و گاهی 70 درصد افزایش داده است.

مجتبی دشتی نویسنده کتابهای اعتیاد شناسی

گاهی کیفیت و کمیت جرایم اطفال نیز در یک کشور یا یک قاره به خصوص، برحسب ادوار و اعصار مختلف دچار تغییر و نوسان می شود.مثلاً در قاره اروپا، جرایم دختران جوان از سال 1955 به بعد بر عکس جرایم پسران تقلیل محسوب یافته است.

ضمناً باید توجه داشت که همیشه تمام انواع جرایم خردسالان به یک نسبت افزایش نمی یابد.مثلاً در چند سال اخیر جرایمی که بیش از همه افزایش یافته اند عبارتند از:سرقت ساده- سرقت دو چرخه و موتورسیکلت- تخریب اموال عمومی و نظایر اینها.

ولی باید دانست که سرقت وسایل موتوی،منحصراً کار طبقه پسران بزهکار است.در سال های اخیر نیز دزدی وسایل موتوری و جرایم وابسته به آن نظیر تخلفات راهنمایی و رانندگی،در کشورهای اروپایی به نحو بی سابقه ای افزایش یافته است. در بلژیک مطابق آمار منتشر شده در حدود دو سوم از جرایم اطفال را همین دسته از جرایم تشکیل می دهند. البته ازدیاد جرایم فوق معنیش این نیست که جرایم دیگر در بین خردسالان بزهکار کم شده باشد بلکه برعکس،باید یادآوری کرد که در سال های پس از جنگ دوم جهانی غیر از سرقت ساده،انواع جرایم جنسی و جرایم مخالف عفت و اخلاق در کشورهای اروپایی به شدت در میان صغار کمتر از 21 ساله شیوع یافته است.النّهایه، نسبت ازدیاد آن به پای نسبت ازدیاد سرقت وسایل موتوری نمی رسد[2].چندی پیش مطبوعات فرانسه، انگلستان،آلمان و سایر کشورهای بزرگ اروپای غربی، خبر ربودن دختران و پسران نابالغ یا تجاوز به زنان و دختران جوان،توسط پسران و نوجوانان کمتر از 21 ساله را به کرات منتشر نموده اند که نشانه افزایش جدید این گونه جرایم در اروپا است.

به طور کلی،علمای روان شناسی و جامعه شناسی،ازدیاد روز افزون این گونه جرایم را از طرفی به سست شدن مبنای عفت و اخلاق عمومی در  کشورهای اروپایی نسبت می دهند و از طرف دیگر آن را نتیجه رفاه و آسایش نسبی ای می دانند که در زندگی عموم طبقات پدید آمده و وسایل تحریک اعصاب نظیر سینما،تلویزیون، ماهواره،روزنامه ها و  مجلات مصور رنگی مخالف عفت و اخلاق را که عموماً از سوژه های جنسی و لذت جسمی بحث می کنند در اختیار همگان قرار داده اند.

شک نیست که رفاه مادی،محیط مناسبی برای جستجوی لذات و شهوات جسمانی فراهم می سازد.ضمناً در عصری که ما زندگی می کنیم،ترس از شروع یک جنگ جهانی آن چنان در روح جوانان اروپایی رسوخ کرده که آنان را نسبت به آینده خود نگران و بی اعتماد نموده است.بالنتیجه،جوانان کشورهای مذکور که عموماً از مصائب جنگ داستان های وحشتناکی شنیده اند به طور ناخود آگاه ترس و دلهره شدیدی از احتمال شروع یک جنگ بین المللی و اتمی دیگر را در خود حس می کنند.

آنان به این جهت می کوشند تا هر چه زودتر از تمام لذات زندگی بهره مند شده و تمام چیزهایی را که آرزو می کنند،بدون توجه به اصول و مقررات اجتماعی به اختیار خود در آوردند.

این است که در راه کسب لذات جسمانی،اصول و قواعد اخلاقی را زیر پا گذاشته و به طور ناخود آگاه با پایمال کردن قواعد و مقررات اجتماعی می خواهند انتقام خود را از جامعه ای که آنان را در قید و بند مقررات اخلاقی مهار می کند،باز ستانند.از طرف دیگر، به طور کلی می توان گفت که قرن ما قرن سرعت است و جوانان ما تعجیل دارند که هر چه زودتر خود را به مقصد مورد نظر برسانند.

 

این است که در این راه،از در هم شکستن قواعد و مقررات اخلاقی و سرپیچی از قوانین اجتماعی باکی ندارند.جالب اینجاست که نوجوانان این قرن هم چون پیرمردان حریص هر چه به مقصود خود نزدیک تر می شوند و امتیازات بیشتری به دست    می آروند و حرص و آز آنان افزون تر می گردد.

از مجموع این بررسی ها به این نتیجه می رسیم که از طرفی،جرایم اطفال یک پدیده مستقل اجتماعی است که تغییرات آن هیچ گونه ارتباطی با تغییرات جرایم بزرگسالان ندارد.از طرف دیگر این جرایم تحت تأثیر عوامل اجتماعی خاصی تغییر و تحول پیدا می کنند که تاکنون فقط بعضی از آن عوامل شناخته شده است و مابقی هنوز هم ناشناس مانده اند.[3]


[1] -

/ 0 نظر / 41 بازدید