پیدایش جرایم اطفال و طبقه بندی آن

پیدایش جرایم اطفال و طبقه بندی آن

فقط از قرن نوزدهم به بعد است که جرایم اطفال به  عنوان یک«پدیده اجتماعی» مورد توجه علمای حقوق جزا قرار گرفته است.علمای جامعه شناسی و جرم شناسی، پیدایش این پدیده اجتماعی را معلول عواملی نظیر ظهور ماشینیسم،توسعه ناگهانی صنایع - گسترش غیر متعادل شهرها- برخوردهای ملل و اقوام گوناگون- در هم ریختن اساس خانواده ها- سست شدن مبانی دینی و اخلاقی و عوامل دیگری نظیر این ها می دانند.

در اواخر قرن نوزدهم،جرایم کودکان و نوجوانان به قدری شدت یافته بود که اغلب ستون ها جراید آن عصر به نقل حوادث مربوط به کشف و دستگیری مرتکبین این گونه جرایم تخصیص داده شده بود.

مجتبی دشتی نویسنده کتابهای اعتیاد شناسی

از آن جمله روزنامه«لوپسی پاریزین» در ماه ژانویه 1890 میلادی اخبار مربوط به جرایم اطفال و نوجوانان فرانسوی را در چند شماره خود به تفصیل انتشار داده است. از مطالعه گزارش های روزنامه مذکور چنین بر می آید که در اواخر قرن نوزدهم موجی از جرم و جنایت در فرانسه پدید آمده که عاملین آن تماماً جوانان کمتر از بیست ساله بوده اند.[1]در آن هنگام در فرانسه دسته های منظم و مجهزی مخصوصاً به خاطر ارتکاب جرم تشکیل گردیده بود که هر یک در رشته خاصی از تبهکاری تخصص داشتند.مثلاً یکی از گروه های مذکور متخصص سرقت از فروشگاه هاو مغازه های بزرگ بوده است.دسته دیگری در جیب بری تخصص داشته و دسته سوم برای حمله به عابرین نیمه شب و خالی کردن جیب ها تربیت شده بود. [2]

یکی از مولفین آن عهد به نام«هانری- زولی» در 1914 کتابی تحت عنوان«اطفال مقصر» انتشار داده و در آن به خوبی ثابت  کرده است که در فاصله 60 سال آخر قرن نوزدهم یعنی از 1839 تا 1899 بزهکاری اطفال به نحو بی سابقه ای در فرانسه افزایش یافته است.

گفتار اول:تفاوت جرایم اطفال در زمان جنگ و صلح

به طوری که آمار مربوط به جرایم اطفال در کتاب مذکور نشان می دهد،در نیمه دوم قرن نوزدهم،جرایم ارتکابی توسط صغار کمتر از 16 ساله در حدود 140 درصد و جرایم ارتکابی توسط صغار بیش از 16 و کمتر از 21 ساله در حدود 247 درصد افزایش یافته است؛در حالی که در همان اوقات تعداد و جرایم ارتکابی توسط بزرگسالان فقط در حدود 33 در صد افزایش داشته است.باید دانست که در آن عصر، جرایم اطفال در تمام کشورهای بزرگ صنتعی نظیر آلمان، انگلستان، آمریکای شمالی و اتریش همین حال را داشته و مرتباً به سیر صعودی خود ادامه داده است و این  همان وضعی است که امروزه در کشورهای درحال صنعتی وجود دارد.

به طور کلی از بررسی های آمارهای جرایم اطفال در ز مان جنگ و بحران های اقتصادی نتایج زیر به دست می آید:

1- جرایم اطفال در زمان جنگ عموماً جنبه اقتصادی دارند. مثل سرقت خواربار، دزدی مایحتاج منزل،سرقت یا قاچاق کوپن های جیره بندی،غارت منازل متروک در هنگام بمباران های هوایی و نظایر این ها... .[3]

2- به موجب تحقیقات انجام شده،این گونه جرایم پس از این که در اواخر قرن نوزدهم در کشورهای بزرگ در حال توسعه صنعتی،رو به افزایش گذاشته و به نقطه اوج خود رسد،ناگهان در اوایل قرن بیستم سیر نزولی در پیش گرفته و تا قبل از شروع جنگ بین الملل اول به مقدار قابل توجهی از تعداد آن ها کاسته شده است و علت آن شاید استقرار نظام صنعتی در آن کشور ها باشد.

در مقابل، باید گفت که اصولاً«جنگ» یکی از عوامل مهم مولد جرم بزرگسالان است زیرا موجب به هم ریختن نظام اجتماعی،کمبود مواد غذایی،سستی مبانی اخلاقی و عدم اقتصاد و اطمینان به آینده می شود که هر یک از این ها به تنهایی برای بالا رفتن سطح جرایم کافی است.

3- با وجود صحنه های وحشیانه و رقت انگیزی که اطفال در زمان جنگ می بینند، معذلک قتل،ضرب و جرح و حتی جرایم،مخالف عفت و اخلاق از ناحیه کودکان و نوجوانان در هنگام جنگ بسیار کم است.

4- پس از خاتمه هر جنگ،جرایم خردسالان که به هنگام آن دو یا سه برابر شده بود به سرعت تنزل یافته،به یک دوم یا یک سوم می رسد.ولی پس از مدت کمی توقف، دوباره منحنی جرایم اطفال قوس صعودی را از سر می گیرد.

5- گاهی افزایش نسبت جرایم اطفال در هنگام صلح در بعضی از کشورها به قدری زیاد است که از نسبت افزایش جمعیت آن کشورها نیز افزون تر است.

6- برخلاف آن چه که ممکن است در بادی امر تصور شود،بیکاری در بالا بردن میزان جرایم اطفال در سنین پایین چندان موثر نیست و این واقعیت از مشاهده و بررسی آمار مربوط به کشور اتریش قبل از جنگ دوم جهانی، به خوبی پیداست.

بررسی ها نشان می هد که در بحران اقتصادی سال های 31-1929 با این که عده زیادی از کارگران اتریش بیکار شده بودند،معذلک تعداد جرایم اطفال این کشور به نسبت محسوسی تقلیل یافته بود.[4]ص24


[1] - باید توجه داشت که درآن زمان، در تمام کشورهای مسیحی سن کبر 21 سالگی بوده است.

[2] - صلاحی ، جاوید، پیشین ص 37.

[3] - کی نیا، مهدی، مبانی جرم شناسی،جلد اول ،صص 214.

 

[4] - همان ص 39

/ 0 نظر / 108 بازدید