تواضع و فروتنی

احساس تعلق

به جایی که تعلق دارند با احترام به آن نگاه می کنند و یادش می کنند همانند محل تولد، قومیت، فرهنگ و ...

 با ماسک و نقش بازی نمی کنند. راحت زندگی می کنند، اما بعضی با فرار زندگی می کنند. "نه من بچه فلان جا نیستم." در مورد خانواده دروغ می گویند.

 

واقع بینی

چنین فردی "من" ایده­ال، متناسب با توانایی­هایش می سازد و با آن هماهنگ می­شود. دور از خیالپردازی است. بعضی ها تصوری از خود دارند که واقع­بینانه نیست .که باید بدانند بهبودی و موفقیت بدون مشکلات امکان پذیر نمی­شود.

 

سازگاری

انعطاف پذیر هستند. به جای اینکه مرتب غر بزنند. شرایط را می پذیرند. خویشتن پذیری برای رشد بهبودی لازم است و رابطه مستقیمی با موفقیت ما دارد.

روی نکاتی تاکید نکنیم که ضعیف است یا به دروغ تعریف کنیم. مثل اینکه قدش کوتاه است، ولی به او بگوییم تو بسکتبالیست خوبی می شوی!

تعریف و تمجید دروغی نکنیم و مواظب باشیم احساسات دیگران را تحقیر یا تمسخر نکنیم.

خویشتن پذیری دو پیام برای ما دارد؛ یک پیام آشکار و یک پیام پنهان.

پیام آشکار این است که من باید خودم را بیابم. کی هستم، چی دارم، کجا هستم، چه ابزاری لازم دارم، چگونه باید بروم.

با کارکرد قدم ها متوجه می شوم که من یک معتادم و بیماری به نام اعتیاد درون من وجود دارد که از  سه دام وسوسه، اجبار و عادات خودمحورانه استفاده می کند.

بدون انکار ، به ناتوانی خود و اینکه زندگیم غیرقابل اداره شده بود اقرار می کنم و راه حلش با تمرین اصول روحانی قدم ها امکان پذیر می­شود.  پذیرش، تمایل، صداقت، فروتنی و ...

پیام پنهان این است که تو بد نیستی، دیگران هم تو را اذیت نمی کنند. خوب هستند و تو قرار نیست نگران و پریشان باشی.

با خویشتن پذیری و خودیابی، دست از دیگریابی بر می داریم. یعنی با خودیابی دست از سر دیگران بر می داریم و خود را آزاد و مستقل می دانیم وچون من هستم و شما هم کسی هستید، می توانیم با هم باشیم. نه اینکه من نیستم، مهم نیستم و در حال مرگ و نابودی هستم.

یکی باید بیاید کارهای مرا انجام دهد. تنها کسی که برای من وجود دارد دیگران هستند وآنها باید کارهای مرا انجام دهند واگر انجام ندهند سرزنش می­شوند و به حقوق شان تجاوز کنم.

بلکه مسئولیت بهبودی فقط و فقط با خود من است. یعنی من مسئول کارهای انجام گرفته هستم. بنابر این خویشتن پذیری قدم اصلی و اساسی ما است. اقرار به ناتوانی و تسلیم به پذیرش بهبودی.

به همین جهت است که ما نباید به دلیل بی اعتمادی وآسیب و صدمات گذشته و وحشت مواظب دیگران باشیم و دست به حقه بازی ها و سیاه بازی­ها بزنیم که در محیط انجمن، خانواده و اجتماعی به عنوان فردی آداب دان و قابل احترام به نظر برسیم.

سعی کنیم وانمود کنیم که ما سالم شدیم، پاک شدیم و تغییر کردیم. معلوم است بعد از مدتی از خودمان بیگانه می شویم. تبدیل می شویم به وجودی قالبی ، ولی همیشه در انکار به سر می بریم. می گوییم خدا را شکر همه چیز روبه راه است. در حالی که از درون خشمگین و ناراضی هستیم یا یک وجود قلابی که همیشه در تظاهر هستیم یا یک وجود دروغی که خودمان را رد و نفی می کنیم و به گونه ای نقش بازی و رفتار داریم که ما این گونه­ایم ولی در واقع نیستیم. 

تجربه های زیادی داریم که همیشه نقش های متفاوت بازی می کردیم که من کس دیگری هستم. حس وعقیده و نظر دیگری دارم و اسم این را گذاشته بودیم زرنگی که نتیجه اش هم را دیده ایم، اما در خویشتن پذیری ما دست از نقش بازی کردن برمی­داریم و صادقانه خود را بررسی می کنیم که این من هستم.

احتیاج به کمک دارم. هرکس مرا نمی پذیرد می تواند با من رابطه نداشته باشد. خوبی این کار این است که  کسانی دوست من می­شوند که مرا همین گونه می پذیرند و حاضرند کمکم کنند برای بهبودی.

در خویشتن پذیری مهمتر از همه، در زندگی کوششی است که برای بهبودی شخصی نه بهبودی دیگران انجام می دهیم. خود را با دیگران مقایسه نمی کنیم. بلکه خودمان را با خودمان محک می­زنیم؛ با دیروزمان. تلاش برای رشد در تمام ابعاد وجودیمان آن هم  کمی از دیروز برای بهتر شدن.

مادامی که در این مسیر با اطمینان وامنیت وآرامش ونه با نگرش منفی­گرایی و نگرانی حرکت می کنیم و با برنامه فقط برای امروز، روز به روز و به تدریج بهبودی بهتر، ما در مسیر رشد و کمال هستیم .همین قدر بدانیم که از امکانات موجود استفاده می کنیم تا خود را برای مداوا آماده نماییم و مسایل و مشکلات را از پیش رو برداریم. این یک قاعده بهبودی است حتی اگر کم اهمیت باشد.

در این مسیر باید مواظب انتظارات و توقعات زیاد و بی­جا و نگرانی خود باشیم. زیرا نگاه غیر واقع بینانه و تعصبات ما باعث می شود از جای دیگر آسیب بخوریم.

 

/ 0 نظر / 18 بازدید