رویکرداجتماعی مبارزه با اعتیاد

بسمه تعالی
موضوع مقاله: اراده ملی نیاز اصلی رویکرد اجتماعی مبارزه با اعتیاد
بشر؛ دیروز تجربه‌های وحشتناکی را در خاطر خود دارد که شاید بعداز گذشت سال‌ها و قرن‌ها، هنوز یادآوری‌اش احساس مشمئز کننده‌ای را به هرآنکس که شنونده آن است منتقل می‌کند. " کشتار در جنگ‌های بلند مدت صلیبی، شیوع بیماری طاعون در اروپا و مرگ و میر هزاران انسان، حمله چنگیزخان مغول، کشتار قوم هون و در دوره‌ معاصر بمب منفجر شده در ژاپن، جنگ ویتنام، خونخواری هیتلر و موسیلینی، زلزله و سونامی‌های کشورهای آسیای جنوب شرقی و طوفان اخیر فیلیپین." با نگاهی موشکافانه و واقعبینانه متوجه می‌شویم امروز مسئله و بحرانی به مراتب وحشتناک‌تر و مخرب‌تر، سلامت جامعه را به مخاطره و عواطف انسان‌ها را تحت تاثیر منفی خود قرار داده است " اعتیاد!! "
اعتیاد، جنگی نابرابر بین انسان و انواع مواد اعتیادآور و سودجویی قشر خاص است که در نهایت به ضرر کل جامعه و عواطف انسانی  می‌شود،  اعتیاد یک بیماری چند وجهی است که گستردگی ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی آن هنوز به طور کامل شناسایی و ریشه‌یابی نشده است، این بیماری در سطح فردی ایجاد وابستگی شدید جسمی و روانی به همراه دارد ( قسمتی از آن ماحصل دنیای ماشینی و قسمتی هم تنوع طلبی در انسان و گاهی هم رفع رنج و غم و رهایی از بحران است که فرد به مصرف تمایل نشان می‌دهد) و در سطح عمومی؛ با شیوع اعتیاد، هزینه‌های بسیار هنگفتی به منظور پیشگیری، درمان و کاهش آسیب به جامعه تحمیل می‌کند و در سطح وسیع و ابعاد مختلف، سلامت روانی جامعه را به مخاطره می‌اندازد.
مشاهدات و بررسی‌های بعمل آمده حاکی از این است که اعتیاد مرز و بوم نمی‌شناسد جنسیت، نژاد، تحصیلات، سن و سال و داری و نداری در قاموسش نمی‌گنجد. اما نگاه‌های جامعه به سمت معتادان بی بضاعت  و قشر ضعیف‌تراست چونکه در چرخه ناقص و مخرب اعتیاد، قشر کم‌درآمد و ضعیف، آسیب پذیرترند و به مراتب‌تر زودتر از امکانات و امتیازات زندگی محروم می‌شوند پس اگر با این نگرش به سمت رویکرد اجتماعی شدن برویم نه تنها به اهداف‌مان دست نخواهیم یافت، بلکه، از معتادانی که تمکن مالی برخوردارند و از بیماری‌اعتیاد‌شان رنج می برند و نیاز به همراهی و کمک دارند، غافل می‌شویم.
می‌توان شکل اعتیاد را در عصر حاضر به سیل ویرانگری که به سوی شهر سرازیر شده تعبیر کرد ابتدا باید سیل ویرانگری را که به راه افتاده و هرآنچه سر راهش هست را می‌برد، در نقطه‌ای متوقف و همانند سدی جلوی آن را گرفت و در مرحله بعد، راه‌های ورودی و تکرارآن را باید بست درمرحله سوم به رفع آسیب‌های ناشی از سیل ویرانگر اقدام و به مرمت و باسازی و همچنین کاهش آسیب پرداخت این رویه در اعتیاد هم مصداق دارد.
مجتبی دشتی نویسنده کتاب های بهبودی
در گذشته نه چندان دور، اعتیاد از نظر آماری افراد کمتری را در برمی‌گرفت و در تنوع مواد به چند نوع مواد سنتی آنهم انگشت‌شمار خلاصه می‌شد و معمولا قوانین و لوایح وضع شده شامل حجم و تبصره‌های کمتری بود به تدریج که مواد مختلف صنعتی و انواع روان گردان رواج پیدا کرد قربانیان بیشتری را به کام خود کشید و سوداگران مرگ و سودجویان با عرضه مواد جدید به دنبال مشتریان خود از هر راه و شیوه‌ای استفاده می‌کردند تا جایی که بعضی از مصرف کنندگان استفاده از مواد مصرفی‌شان را نوعی ارزش بالا و کلاس اجتماعی قلمداد می‌کردند.
دست‌های آلوده و افکار پلید تولیدکنندگان در پس پرده برای اشاعه فرهنگ اعتیاد و تولید مواداعتیادآور شیوه‌های جلب مشتری را با مهارتهای خاص به کار می‌گیرند و از هر طریق غیر انسانی استفاده می‌کنند و پس از عرضه و رواج آن در بسترجامعه، تازه این دست‌اندرکاران ( مبارزه، پیشگیری، درمان و کاهش آسیب )هستند که دست به کار می‌شوند و راه چاره‌ای برای پیشگیری، درمان و کاهش آسیب می‌اندیشند. سئوال اینجاست آیا گروه درمانگران جامعه‌ی ما ( مددکاران اجتماعی، پزشک، روان‌پزشک و روان‌شناس)‌ در بروز و شیوع مواد جدید و شبیخون قاچاقچیان، تجهیزشده‌اند؟ آیا آمادگی کامل نسبت به رفع و تصمیم عاجل برای این بحران را دارا هستند؟
در این خصوص باید عوامل گرایش شناسایی و میزان آسیب برآورد شود تا در حوزه پیشگیری و کاهش آسیب، تصمیم واقدام مناسبی را در دستور کار قرار داد. نیاز است که از شتاب‌زدگی و اقدامات احساسی در مورد این بحران اجتناب کرد و با استفاده از تجربه و برداشت‌های که درگذشته در این خصوص کسب شده، آموزش‌ها را مبتنی براساس کار کارشناسانه و علمی، مدیریت کرد وبا تحقیقات راهبردی و برنامه‌های آموزشی مدون برای متولیان امر پیشگیری و درمان، خانواده‌های افراد وابسته و سیستم آموزشی و در کل برای عموم مسیری روشن ترسیم کرد و فارغ از بوق و کرنا کردن بهتر است خودمان را از مرحله شعار به مرحله عمل سوق دهیم مسلما معضل اعتیاد با شعارهای کلیشه‌ای قابل حل و فصل نیست بلکه باید عزم ملی را به این امر تشویق و ترغیب کرد و افکار عمومی را بدین سو هدایت نمود.
چندی پیش وزیر محترم کشور در دهمین جشنواره آثار برترمکتوب نهاد ریاست جمهوری در حوزه اعتیاد، رویکرد اجتماعی  را مطرح نمودند که البته از سالها پیش نسبت به کنترل، پیشگیری و درمان نیاز به اجتماعی شدن آن  احساس می‌شد که آقای وزیر در بیاناتشان با ترسیم این خط مشی، که برای تحقق آن، عزم ملی را طلب می‌کند؛ اصحاب رسانه و اهل قلم را بر این داشت که در خصوص رویکرد اجتماعی اعتیاد آستین بالا زده و از منظری متفاوت‌تر مسئله را پیگیری و ریشه‌یابی نمایند.
یکی دیگر از مباحث مورد اشاره  و تاکید وزیر محترم  کشور نسبت به صیانت از خانواده فرد وابسته و وابسته در حال بهبودی می‌باشد.
زندگی با فرد معتاد دو روی سکه است یک روی آن اینکه باعث اختلال درنظم و سلامت روانی خانواده می‌شود با استمرار این روال در زندگی فرد وابسته موجب می‌شود افراد خانواده از روند ناسالم فرد معتاد منزجر شده و در صدد رفع مشکل و بحران موجود بر‌آیند و به نوعی با مداخله سالم برای رفع آسیب، اقدام نمایند روی دیگر اینکه به مرور رفتار اعتیادی او را به عنوان الگوی رفتاری خود پذیرفته و در کنار آموزه‌های ناسالم از فرد وابسته، بهداشت روانی خانواده را  تحت‌الشعاع اثرات تخریبی این الگوبرداری قراردهند و همانند شخص وابسته، خانواده را به سمت آشفتگی و بحران بکشاند.
در این بین متاسفانه بعضی از افراد جامعه به خانواده فرد معتاد ( همسر، فرزندان و...) نگاه مثبت و مناسبی نخواهند داشت و انتظار وقوع رفتار مشابه رفتار خود فرد وابسته را از خانواده‌اش دارند بهتر است که به اعتیاد از منظر بیماری توجه کنیم آنگاه است که می‌توانیم نگاه‌مان را نسبت به وابسته و خانواده‌اش، منطقی و مناسب‌تر کنیم.
در (پیشگیری،  درمان و کاهش آسیب) این نکته حائز اهمیت است که فرد معتاد و خانواده به موازات هم، اطلاع‌رسانی و فرهنگ‌سازی شوند همراهی کردن خانواده در فرآیند بازیابی شخص وابسته، ارکان بازیابی رویکرد اجتماعی مسئله اعتیاد است ناگفته نماند که حضور خانواده در فرایند درمانی فرد وابسته و استمرار بهبودی‌اش نقش بسزایی را ایفا می‌کند و زمانی کارساز است که باورهای مندرس و قدیمی در مورد اعتیاد را کنار گذاشته و با به روزکردن اطلاعات گامی موثر در ریشه‌کنی اعتیاد و مصون کردن خانواده از گزند آن بردارند.
مسلما رویکرد اجتماعی و مولفه سلامت اجتماعی، نیاز به عزم ملی، جلب مشارکت مردمی، وحدت، تعامل اجتماعی و کسب بصیرت دارد همچنین نگرش و باورهایی هستند که باید نزد مخاطبان عام جامعه تغییر یابند  بهتر است که آنها را به مشارکت و نقد و بررسی عمومی گذاشت و بصورت اساسی و ریشه‌ای در سیستم آموزشی ( خانواده، مدرسه، دانشگاه و...) در مخاطبان اطلاع‌رسانی و نهادینه کرد و با ایجاد انگیزه در افراد جامعه از پتانسیل‌های موجود بهره‌گیری نمود.
در کنار عزم ملی، نگاه علمی و کارشناسانه ومدرن که از مهمترین عوامل رویکرد اجتماعی است  بد نیست به این نکته اشاره کنیم که در برخی از کشورهای توسعه یافته بحران اعتیاد را از طریق اجتماعی کردن آن به سمت ریشه‌کنی و کاهش فزاینده آسیب، سمت سو داده‌اند باید کارها و دستاوردهای آنها را رصد کرد و با بررسی دقیق آنها از تجارب مفید آنها الگویی مناسب  طبق معیارها و استانداردهای جامعه،  طرحی را تدوین کرد تا با شناسایی ظرفیت‌های بالقوه‌ای که در جامعه موجود است آنها را به کار بست.
 نکته اینکه فرهنگ شهادت و دفاع مقدس در جامعه ما از جایگاه خوب و قابل ملاحظه‌ای برخوردار شده است و این سطح رشد، مرهون عزم ملی، فرهنگ‌سازی، تلاش صاحب نظران و مسئولین می‌باشد و در این میان اصحاب رسانه و اهل قلم نقش پرنگ‌تری را ایفا کرده‌اند در حوزه اعتیاد هم همین عزم و اراده ملی و تشویق و ترغیب نیروهای متخصص و اهل قلم  و رسانه مورد نیاز است و باید از همان راز ماندگاری فرهنگ شهادت و دفاع مقدس، برای اعتلای فرهنگ رهایی از اعتیاد استفاده نمود.
در بخش رسانه باید گفت که تولیدات رسانه ای  در حد انتظار  نبوده و میزان اثربخشی خود را نشان نداده است. رسانه ملی نیاز به تغییر نگرش و ارزش یابی در محتویات تولید شده دارد و از تمام عوامل و ذخایر مادی  و معنوی می‌توان بهره جست برنامه‌های ساخته شده در حوزه مقابله، پیشگیری، درمان و کاهش آسیب خوب بوده اما کافی نیست با استقبال  و دعوت به همکاری از مشاوران تخصصی و کار بلد می‌توان  در تولید مجموعه‌های اعتیاد، کارهای اساسی و ریشه‌ای انجام داد و با نقد و بررسی آنها اثربخشی و تاثیرات مثبت و منفی آن را شناسایی و در صدد رفع یا استمرار آنها برآمد
با بهره‌گیری از تمام امتیازات از قبیل بکارگیری چهره‌های مثبت یا منفی سینمایی، کارگردانی خوب، پردازش فیلمنامه و داستان، کار کارشناسی، همه و همه می‌توان در آگاه سازی و ارتقاء سواد رسانه‌ای مردم همت گماشت تا به جای تمرکز بر سریال‌های ناهنجار و بی سر و ته خارجی و ترکیه‌ای که درپخش‌های 200 الی 300 قسمتی سعی در القاء  و نهادینه کردن فرهنگ مغایر و متضاد با اصالت و فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی که استوار بر ارزشهای اخلاقی دارد مقابله کرد بد نیست بدانیم که اینگونه سریال‌ها  به هدف رخنه در ارزش‌های اخلاقی که باعث بروز مشکلات عدیده‌ای در بین خانواده‌ها شده است ساخته می‌شود و تا جایی پیش رفته‌اند که کاملا از هم گسیختگی خانوادگی و از بین رفتن قباحت عمل خلاف شرع در آنها موج می‌زند باید افکار عمومی  و برنامه‌هایی تلوزیونی را به سمتی هدایت کرد که متوجه ویرانگری اعتیاد و مواد اعتیادآور جدید که هر روز وارد بازار می‌شود را گرفت با توجه به مطالب فوق بهتر نیست که از خودمان بپرسیم که:
آیا توانسته ایم نگرش هایمان به اعتیاد را تغییر دهیم؟
برای جلوگیری از اعتیاد به مواد اعتیادآور چه کاری می‌توان انجام داد؟
فرزندان کدام خانواده‌ها بیشتر به اعتیاد گرایش دارند؟
آیا برنامه‌های ارائه شده از سوی رسانه‌ها در خصوص پیشگیری، درمان و کاهش آسیب تاثیرگذار بوده؟
آیا کتاب‌های تولید شده در حوزه اعتیاد نسبت به جذب مخاطب و اثر گذاری از اقبال خوبی برخوردار بوده است؟
آیا تالیفات، پایان‌نامه‌ها ومقالات و... جنبه تخصصی دارد یا ارتقاء سطح  آگاهی مخاطب عام  را هم در نظر داشته است؟
و در آخر به صورت فردی و به عنوان یک شهروند برای اعتیاد چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟
اعتیاد پشت‌ درهای خانه‌ی ما کمین کرده است اما با درایت روشن بینی و عزمی راسخ، راههای ورود آن را ببندیم
مجتبی دشتی آذرماه 92

www.dashti620.persianblog.ir
www.dashti620.blogfa.com
dashti620@gmail.com



/ 1 نظر / 12 بازدید
نسترن

مقاله رویکرد اجتماعی واقعا متنوع بود انشااله که همه متحول شویم